شبیه یه سیگار سوختم

نه میشه بخوابم نه بیدار شم
زندگیم از کابوس بدتره
اگه من نمیرم همین امشب
دیگه میپرم از همین پنجره

نبین حالمو ظاهرا خوبه
شبیه یه سیگار سوختم
به اینجام رسیده غمو غصه هام
همین روزاست که بیفتم

هنوز آخرین فنجونِ قهوت
که ماتیکیه مونده روی میز
ببین چه چیزایی شده دلخوشیم
شده حالو روزم مث پاییز

مث پاییز رو به رو عکست
من هر موقه میرم هوام ابریه
دیگه خسته ام من از این نگاه
که سرد و غریب و تکراریه

من هرجای این خونه که میرم
بازم یه فلاش بک به اون روزاست
همه خاطره ها برام درد شدن
دیگه بسه قلبم عشقو نخاست

دلم تنگ شده واسه ی اون روزا
رو اعصاب من راه میرفتی
یه وقتاییم خوب بودی ولی
از عاشق شدن هی میگفتی

روزایی که من منتظر بودم
دروغ بشنوم از تو باور کنم
همون روزا که خسته بودم ازت
ولی دوست داشتم باهات سر کنم

ولی کاشکی عشقت راست بود
رو حرفت حساب کردم دیوونه
نمیخاستم واسه من جون بدی
یه خرده دوسم داشتی کاش ولی مردونه

درست از همون روز که رفتی
دل عاشق من یتیمت شد
حالم رو به راهه عزیز دلم
تو که رفتی رو به راهت شد

میدونم اگه حتی بچه شم
همون شیشه ی شیر گم شدمی
بذار رک بگم عاشقتم ولی
فقط من فکر میکنم آدمی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: