حقیقت

حقیقت تلخه میدونم
تو رو دیگه نمیبینم
باید باور کنم رفتی
دیگه پیشت نمیشینم

حقیقت داره تنهاییم
حقیقت داره دلتنگم
تو رفتی و بدون تو
یه نقاشی ِ بی رنگم

برو! اما بدون، یادت
نمیره از توو قلبِ من
برو تنها امید ِ من!
برو! قلبِ منو بشکن

چشات خورشید ِ من بود و
دلت ماهِ شبِ تارم
دارم میسوزم از غربت
شب از یاد ِ تو بیدارم

اسیرم توی این خونه
تو اما شاد و آزادی
توی اون قلبِ بی مهرت
بگو جامو به کی دادی

نمیدونم چرا از من
تا این اندازه تو دوری
شاید دستِ خودت بوده
یا نه، شاید که مجبوری

نباشی گیج و داغونم
جهانم بی تو وارونه ست
ازم دوری ولی عطرت
هنوزم توی این خونه ست

چقد تنها شدن سخته
چقد تنهایی دلگیره
تموم ِ خاطراتِ ما
داره از خاطرت میره

یه کاری کن که این دنیا
یه قدری شکل دنیا شه
یه کاری کن در ِ قلبت
به روی قلبِ من وا شه

چه جوری سرکنم بی تو؟
توو این دنیای خاموشی
دارم از یاد ِ تو میرم
چه دلگیره فراموشی!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: