همزاد بارون

پای چوبه های غفلت فصل تن دادن به مردن

رد شدن از دل فروشی ترس از عشق زنده موندن

فاصله یه رسم باطل اوج لحظه های دوری

نامه های پرگلایه درفضای ناصبوری

این همه فردا سرودن قصه های نانوشته

اشک و گریه های واهی در نقاب یه فرشته

درد و دل های فراوون با دلای پر کنایه

خونه های مه گرفته در نبرد نور و سایه

این منم همزاد بارون توی بیتوته رشکم

از هوای مردن رز می شکنه شیشه اشکم

حد و مرز بی وفایی نقش یه قفس رو دیوار

بال پرواز پرنده طرد حبس و عشق دیدار

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زبان و فضای کارتون قدیمی بود این موج ترانه در حدود 10 تا 15 سال قبل بوجود اومدکه شمایی ناقص بود از ترانه های دهه ی 40 و 50 که با یغما گلرویی ، نیلوفر لاری پور و ... پا گرفت و اون موقع برای خودش مخاطبهای زیادی داشت اما رفته رفته داره از بین میره و در حال حاضر بیشتر بین دوستانی که یه مقدار از سطح آماتور بالاتر هستند رواج داره این ترانه برخلاف نظر شما به هیچ وجه پست مدرن نیست حتی نزدیک به این سبک هم نیست شعر ها و ترانه های پست مدرن فضا و المانهای خاص خودش رو داره که به هیچ وجه توی کار دیده نمیشه مثال:" مرگ یک انتقام تک نفره است / مثل سرخوردگی ،خود ارضایی /بغلت میکنه مثه بختک ، ترس آرواره های تنهایی" (ساناز صفایی) اما مشخص که شما توانایی تبدیل شدن به یه ترانه سرای خوب رو دارید با احترام @};-
    • با درود از نقد و تمجیدتون سپاسگزارم جناب هادی اما دوست عزیز من نگفتم این کار پست مدرن هستش و فکر می کنم شما بد متوجه شدین (اما هوای پست مدرن شعر رو ممکنه نامفهوم کنه برای خیل کثیری که با این شعر و ترانه ها غریب هستن) من منظورم از هوای پست مدرن جو حاکم بر فضای ترانه های امروزی بود که مردم رو از این قبیل ترانه ها در سبک این ترانه دور کرده نه اینکه این ترانه پست مدرن باشه چون واضح هستش که معیارهای پست مدرن رو نداره. با سپاس @};-
  • مهدی و عمران عزیز سپاسگزارم @};-
  • ضمن خوش آمد/منتظر کارای بعدیتونم @};-
  • خوب بود. @};-
  • از لطف همه ی دوستان عزیزم سپاسگزارم @};-
  • سلام ترانه زيبايي بود =D>
  • درود...فاز جدیدی نبود اما خوب بیان شده بود.دوست داشتم.با احترام.پهلوان @};-
  • درود جناب کاظمی به آکادمی خوش اومدین ترانه ی زیبای شمارو خوندم و دلنشین بود، منتظر ترانه های بعدیتون هستم. لایک شد موفق باشید @};-
  • دوس داشتم...پای کامپیوتر نشسته ام..سر من درد میکند به جنون(دکترموسوی)
  • عالی لایک
  • سلام سام ترانت مطمئنن حرفای زیادی برای گفتن داره اما اگه خودت معنیش کنی. تو برای خودت ملاک هایی داری که این ترانه فقط تو اون چارچوب درست معنی میشه و من که از ملاکت دورم نمیتونم درست معنی کنم. اما در کل کارتو دوست داشتم لایک
    • کل حرفو افشین جان زد دیگه.... @};-
    • افشین عزیز از حسن نظرتون کمال تشکر رو دارم. اما سبک و سیاق این ترانه و بقیه ی ترانه های من طوری هستش که مخاطب رو آزاد می ذاره که خودشون برداشتشونو داشته باشن شما کاملا درست فرمایش می کنید همیشه جان مایه ی شعر رو فقط خود شاعر درک می کنه اما هوای پست مدرن شعر رو ممکنه نامفهوم کنه برای خیل کثیری که با این شعر و ترانه ها غریب هستن و این اجتناب ناپذیره. شاید این شعر مخاطب خاص رو پذیرنده باشه ولی سبک من اینه بازم بابت نقدتون سپاسگزارم. @};-
      • سام عزیز من بهت احترام میزارم ترانه ی تو منو یاد ترانه های چند وقت پیش خودم میندازه. منم این جور ترانه ها رو خیلی دوست دارم. ممکنه سابقه ی ترانه سراییت خیلی بیشتر از من باشه اما من مطمئنم در اینده بسیار بهتر میشی و سبکت تغییر می کنه. راهی که خودم رفتم. دوست دارم ازت بیشتر بخونم.
      • افشین جان شما به من لطف دارید من حقیرتر از اونم که بخوام خودمو در جایگاه ترانه سراهایی چون شما و دیگر دوستان ببینم و همیشه دوست داشتم بیشتر کارام نقد بشن تا تمجید و تشویق. من از سال 83 ترانه می گم اما متاسفانه یه مدتی به دلیل تحصیل وقفه افتاد که بعد از اون وقفه کم کارتر شدم. در مورد این سبک ترانه هم باید بگم که عاشقانه های من در سبک های مختلفی نوشته میشن اما امضای من مشخصه در همه ی کارهام ولی وقتی کار از حال و هوای عاشقانه ی تام بیرون بیاد شما همچین شعرایی رو از من خواهید دید. من کاری رو دوست دارم که خارج از کلیشه های رایج باشه و حرف تازه ای واسه گفتن داشته باشه. با سپاس @};-