((لـطــفا ازم تـرانـه رو نگیـرین!))

                          ((بســـم الله الرحـــمن الرحیـــــم))

 

لطـفـا ازم تـرانــــه رو نگـیــریـن

من توو تـرانه هام نفــس می کشم

اگــه تـرانه هام ازم جــدا شن

پـامو ازاین زندگی پــس می کشم!

 

تــرانـه انــفــجار بغــضِ منـه

حــرفِ دلو نمیـشه بیصــدا زد

فرصـت فریــاد منو نگیـرین

شاعـرِ بی تـرانـه یعنی جــسد!

 

شاعــراگه تـرانه هاش بمیــرن

میــشه یه سرزمیــن قحـطی زده

میــشه شبیــه حالـت تهـوّع

-ببخشیــداین تــرانه حالش بده!-

 

گــناه من چیه که شاعــرشدم

دلــم به این مداد و دفـتر خوشه

اگـه همیـن دلخـوشیا نباشن

ایـن غـمِ بی شــرف منو میکشه!

 

گـناه من چـیه که دنیا خواسته

رو پیــشونیم اسـم غمو حــک کنه

با سایه م اونقـدر صمیـمی باشم

کـه حتـّی مــادرم بهم شــک کنه؟!

 

تــرانـه انـفـــجار بغــضِ منه

حــرفِ دلو نمیـشه بی صـدا زد

فرصــت فریــاد منو نگیـرین

شـاعرِ بی تـرانــه یعـنی جسد!

 

                               لطــفـا ازم تـرانــه رو نگیــرین

                              من تو تـرانـه ها نفـس می کشم

                              اگـه تـرانه هام ازم جـــدا شن

                             پـامو ازاین زنـدگـی پــس می کشم

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • نمیدونم این ترانه برا چن سال پیشه اما به تموم صدای توو گلوم که خوندم گریه ام گرفت محشره..............................................................محشر...
  • سلام حمیده خانم واقعا ترانه شما قویه وبه نظرم با یه دکلمه توپ وصدای گیرا میچسبه پسندیدم @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود بر شما واقعن زیبا بود =D> =D> =D> لایک
  • ooooh my god very goooooooooooooooooood =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خیلی قشنگ بود البته مثل همیشه @};-
  • شـاعرِ بی تـرانــه یعـنی جسد! مرسی عزیزم. خیلی خوب بود @};-
  • درود از خواندن ترانه ی بسیار زیباتون واقعا لذت بردم اما شـاعرِ بی تـرانــه یعـنی جسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :-? :-? اگر شاعر غزل سرا باشه چی؟ ;)) ;)) (شوخی بود) و ممنونم اتون بابت تمام زحماتتان در آکادمی پایدا و برقرار باشید و لایک @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود بانو.پره شاعرانگی در عینه سادگیه مضمون و نگاه.چند تا بیت بی نظیر بود =D> .لایکید.شاد باشید @};- با سایه م اونقـدر صمیـمی باشم کـه حتـّی مــادرم بهم شــک کنه؟! =D> =D> **** ایـن غـمِ بی شــرف منو میکشه!… =D> ****** میــشه شبیــه حالـت تهـوّع -ببخشیــداین تــرانه حالش بده!- =D>
  • تبریک خانم @};-
  • الان که منت دوستان رو هم خوندم و با نظر دوستان موافقم و اعلام میکنم اگه قدر خودتونو بدونین و مغرور نشین آینده ی ترانه ی دست کسانی مثل شما خواهد بود.... باز هم ترانه رو خوندم و لذت بردم.ترجیح میدم بجای اینکه چند ترانه بخونم این ترانه رو چند بار بخونم.
    • دوستان وشما از ظنّ صفای باطن و مهربانی خودتون یارشعرمن شدید. مغرور؟!!!! من اهل شعار دادن نیستم آقای روشنی،اما چرا باید مغروربشم، اصلا چطور میتونم مغروربشم؟! من معتقدم اگر حمکت خداوند ایجاب کرده به من ذوقی و اندک هنری عطاکنه حتما دلیلی داشته، از اولین روزی که دست به قلم بردم رسالت سنگینی روی شونه هام احساس میکنم دربرابر تک تک ادمهایی که دردهاشونو دیدم وحس کردم هنوز هیچ کاری برای هیچ کس انجام ندادم، حتی برای خودم،تا الان فقط دردل هامو توی شعرهام گفتم که له نشم حالا منت اینو سرکی بذارم؟! به کی فخربفروشم بابتش؟! اصلا جایی برای غرور میمونه؟! نمیدونم شاید دارم شعارمیدم اگربودم و مجالی بود زمان همه چیزو ثابت میکنه. منتظر نقدتون برای تمام ترانه هام هستم. ((خوشبخت باشیــــــــد))
  • شاهکار... خانوم غفوریان جدا از هر چیزی دید شما به دنیای اطرافتونو دوست دارم. چقد حیف که نمیتونیم با بچه ها یه مکان داشته باشیم دور هم باشیم و ترانه بخونیم و... دلم میخواست ساعتها با شما حرف بزنم. نمیدونین وقتی ترانه های شما رو میخونم چقد یاد خودم میفتم . حس عجیبیه گاهی فک میکنم خودم نوشتم.... عالی و باز هم آفرین....
    • سلام آقای روشنی گرامی خیلی وقته که منتظــــرتون هستم! ممنونم که با یه بغل پر محبـت تشریف آوردید. این جزو آرمان های منم هست که گویا دست نیافتنیه! :-( توی مشهد روی هم رفته 5 تا ترانه سراهم نداریم که اونها هم هرگز امکان نداره جایی کنارهم قراربگیرند! میدونیدچقدر سخته شاعرباشی و هم درد و هم زبون نداشته باشی! خوشحالم که دورادور دردم رو می فهمید. ممنونم که درک میکنید شاید این بهترین مرهم برای زخمهای یک شاعره...
  • فوق العاده بود حمید جان =D> واقعا کاراتو دوست دارم =D> =D> @};- میپسندم
  • زیبا بود و دلنشین اما چرا اینقده غمگین/؟؟؟؟
  • سلام و آرزوهای خوب . خانم غفوریان با این ترانه انگار به سمت تجربه رک گویی و ساده تر نویسی روی آوردید . که تا حدودی موفق بودید . با "‌غم بی شرف "‌ موافق نیستم ، چون با وجود سادگی ملموس این تعبیر یه چاله اس تو خیابون شعرتون / با سایه ام اونقدر صمیمی باشم سکته وزنی ایجاد کرده و چون وزن ریتمیک هست سکته هجایی واضحه / شاعـرِ بی تـرانـه یعنی جــسد! موفق و سرفراز باشید / من اینجا نفس می کشم درد را ولی جرات واژه هایم کم است یکی نیست بی عاطفه سر دهد که شاعر هم انگار آدم است ... لایک هستید @};-
    • سلام آقای ابوالحسنی گرامی همیشه حضورتون باعث خوشحالیه. دقیقا درسته دارم سعی میکنم تکلف رو از زبان ترانه م دورکنم خوشحالم که متعقدیدموفق بودم. درمورد "بی شرف" حق با شماست. ولی حقیقتش خودم هنوز دوستش دارم شایدبعدیه مدت نظرم عوض بشه. درمورد سکته ی اون مصرع هم حق باشماست. سپاس دوچندان به خاطر دوبیت زیبایی که فرستادید واقعا حقیقته، واقعا... ((خوابهاتان بی تشویـــــش))
  • عالی ترین ترانه این هفته رو از توخوندم لایک شدید @};-
  • عالی بود خانوم غفوریان، حرف دل همه ترانه سراها و شاعرهارو زدی... :-) @};-
  • خیلی خوب و واقعا مضمون خوب و درستی داشت شاعر بدون شعر واقعا جسد!!!!
  • 1300 آفرین فرشته ی روی زمین 8-> لایک همراه عشق تقدیم شما @};- :">
  • تبریک میگم بانو. بیش از هر نکته ای زبون کارتون بسیار دلنشین بوده، لذت بردم... موفق و پیروز باشید
  • خوب بودتبریک
  • گــناه من چیه که شاعــرشدم دلــم به این مداد و دفـتر خوشه اگـه همیـن دلخـوشیا نباشن ایـن غـمِ بی شــرف منو میکشه! =D> =D> ببخش که انقدر به ترانه زیبات دیر رسیدم بانو :"> فوق العاده ای و هر ترانت یه حرف تازست احسنت به این همه استعداد =D> =D> می پسندم @};- @};-
  • سلام بانو چند سال پیش که در شعر نو ثبت نام کردید رو بعد از خوندن این ترانه به یاد آوردم باید بگم پیشرفت بسیار بالایی رو داشتید احسنت لایک @};- =D>
  • درود خانم غفوریان عزیز ترانه بسیار زیباتون رو خواندم و از خواندنش بسیار لذت بردم چند وقت پیش بنده هم ترانه ای مرتبط با همین موضوع نوشته بودم که در سایت ثبت شد بهتون بابت این ترانه ی زیبا تبریک عرض میکنم @};-
  • سلام خانم غفوریان عزیز. کار بسیار زیبایی بود. مثل همیشه لایک شادزی. @};- @};- @};-
  • 8-> 8-> 8-> ازون شعرایی که نمیشه فقط گفت خوب بودو رفت! کار "جدیدی" خوندم هنر میخاد اینجوری نوشتن.مرحبا به این حس قوی بعنوان یک شاعر احساس کردم که به خوبی ازم دفاع کردید،نحوه بیانتون قابل ستایشه لایک حداقل کاریه که میشه انجام داد @};-
  • تــرانـه انـفـــجار بغــضِ منه حــرفِ دلو نمیـشه بی صـدا زد فرصــت فریــاد منو نگیـرین شـاعرِ بی تـرانــه یعـنی جسد سلام دوست عزیز! فوق العاده زیباست...لایکی @};-
  • همیشه کارات و که میخونم تهش به خودم میرسم و سکوت زیباترین تایید ناتوانیم تو نمجید از کاراته دوست من ، لایکی همیشه =D> =D> =D>
  • که حتی مادرم بهم شک کنه!!! سلام. با لذت خوندمت حمیده جان.
  • سلام بسیار بسیار بسیار زیبا و با مزه بود من که لذت بردم.بی انصافیه لایک نکنم.از طرف من 2تا لایک داری مرسی درود به شما =D> @};- ...
  • سلام من همین جا اعلام میکنم که تسلیم استعداد و توانایی شما هستم و همه این پیشگویی من و بخونن و یادشون باشه که خانم غفوریان اگه قدر خودشون و بدونن بزودی ترانه هاشون و با صدای بهترین خواننده های ایران میشنویم....این و گفتم که یادتون باشه....
  • شاعــراگه تـرانه هاش بمیــرن میــشه یه سرزمیــن قحـطی زده میــشه شبیــه حالـت تهـوّع -ببخشیــداین تــرانه حالش بده!- چه بیته بامزه ای. =D> =D> =D> لایک @};-
  • لطفا ازم اونو نگیرید هرگز که بانیِ ترانه های منه نزارید احساس بشه بی نفس یه عمرِ قلبم واسه اون میزنه ...احساس.... زیبا بود احسنت @};- =D>
  • سلام ... کار خوبی بود ولی ایرادهای چشمگیری داشت که اینبار دوست ندارم اشاره کنم و می خوام دیدگاه جمعی به این ترانه مثبت باشه و اینبار نقد رو می سپارم به دوستان دیگر ... موفق باشید بانو با سپاس آرش توفیقی " دادا "
    • سلام من معذرت میخوام فقط واسم سوال پیش اومده میشه لطفا من رو هم در جریان این ایرادهای چشمگیر بگذارید......شاید من باید چشمهام و به دکتر نشون بدم....لطفا .......حتما
    • سلام آقای توفیقی البته اگر حداقل به یکی دو مورد اشاره می کردید کمک بیشتری به شاعـــر میشد درهرصورت سپاس از حضورتون. ((شادمان بمانیـــــــــد))
    • دوست خوبم جناب توفیقی. میشه لطفن بیخیال نظر جمع بشین و به ایرادهای چشمگیر این ترانه اشاره کنین؟
    • [-( :-? :-? :-? :-S کارایی رو میخونم که خیلی ضعیفن و همه تعریف و لایک میذارن و حالا یه کاره پر ضربه و شاعرانه از یه شاعر با این نقده عجیب روبرو میشه :-?
      • @};-
      • با سلام خدمت دوستان و خانوم غفوریان ... خانوم غفوریان در نظر اولی که به ترانه دادم گفتم که ایرادات چشمگیری به کار وارده و حتما هم بی دلیل این جمله رو ننوشتم ... دوستان با نظرهایی که دادند باب جدل میان من و شما را به خیالشان باز کردند ، امروز ایرادات این ترانه را خواهم نوشت اما قبل از نوشتن بگویم که خانوم غفوریان دوستانی که از ترانه ی شما دفاع کردند و حرفی برای نقد نداشتند تا امروز مبرهن هست که در ترانه ضعیف تر از شما عمل کرده و کارنامه ی کاریشان نسبت به کارهای موجود شما در آکادمی حرفی برای گفتن نخواهد داشت ...پس امروز با تمام احترامم به شما وترانه هایتان این نظرات را برای کسانی که جبهه گرفته بودند می نویسم که در این بین اگر هم کمکی به شما کرده باشم خوشنود خواهم شد ... روشنی عزیز مطمئا شناختی که از شما دارم نقد برای چنین ترانه یی البته نقد حرفه ای که هیچ کداممان نمی کنیم بلکه گوشزد ایرادات این شعر فراتر از توانایی شما در ادبیات است این را بنده نه مقایسه کارهای خانوم غفوریان با شما به من نشان می دهد . در مورد آقای ادریس زاده هم بگویم که لطفا ضربه در شعر را برایمان تعریف کنند و بعد با مثال در این شعر مشخص نمایند ... آقای مرتضی قلی شمارو هم در جریان می گذارم ... کلی ترین و اصلی ترین نقد وارد بر این کار فاصله ی این کار از ترانه تا یک شعر محاوره است ... دوست ندارم جملات تکراری بگویم اما لازم می بینم که گوشزد کنم که هر شعری که در زبان گفتاری ما ( محاوره ای ) نوشته می شود ترانه نیست ... حسین منزوی ، فروغ فرخزاد ، احمد شاملو و ... شعرهای محاوره ی بسیاری نوشتند که هیچ کدام از آنها ترانه نبودند ... البته ما به هر شعری که روی موسیقی هم قرار بگیرد ترانه نمی گوئیم چون در اینصورت حافظ ، سعدی ، مولوی ، اعتصامی و شهریارو ... هم جزو ترانه سرایان محسوب می شوند ... این اثر به عنوان یک شعر محاوره قابل قبول و قابل دفاع می باشد اما هیچگاه یک ترانه نیست چون دوستانی که اینجا هستند از فاکت های زبان ترانه ، ترکیب ها ، و حتی مضامین ترانه آشنائی دارند و این مونولوگ که شاعر وصف حال خویش را می کند قابلیت ترانه را نداشته و برای هیچ کس من شخص نخواهد شد ، البته بنده هم از این شعرها زیاد دارم که از ترانه گی دور شده و ناخواسته شعر محاوره نوشته ام . ایراد وزنی که در کار قبلی هم به چشم می خورد ... در اینجا " گناه من چیه که شاعر شدم " را می توان با عوض کردن لحن از لحنی که در آغاز گرفته ایم را می شود خواند اما ... جزئی نگری در ترانه های خانوم غفوریان جزو پوئن ها محسوب می شود که بعضا گریبان شاعر را می گیرد " با سایه ام اونقدر صمیمی بشم ، که حتی مادرم بهم شک کنه " ، شک کردن مادر در این مونولوگ جزئی گری اضافی ست که مصرع های خود آن بند هم ارتباطی ندارد . صفت بی شرف برای غم ... البته من با وارد کردن هیچ کلمه ای در ادبیات مخالف نیستم برای مثال علی بهمنی می گوید " کاری نکن به ... وصله ات کنم ، شعرم همان بهمنی بی حیا شود " در کل زبان این شعر جای برای استفاده از این کلمه از آغار باز شده ست اما در اینجا بی شرف با کلیت زبان شعر همخوان نیست . شاعــراگه تـرانه هاش بمیــرن میــشه یه سرزمیــن قحـطی زده میــشه شبیــه حالـت تهـوّع -ببخشیــداین تــرانه حالش بده!- این بند را به صورت نثر روان بخوانیم : اگر ترانه های شاعر بمیرند ، شبیه سرزمین قحطی زده ، شبیه حالت تهوع ، ببخشید حال این ترانه بد است !!!!!!!!! یعنی شاعر شبیه حالت تهوع می شود ؟؟؟ از لحاظ دستوری این مصرع ایراد مبرهنی دارد زیرا تشبیه شاعر یعنی شخص زنده به حالت تهوع اشتباه محسوب می شود و اگر ترانه منظور نویسند بوده میشه در اول این مصرع اضافیست ... و در کل باز هم ، زاویه ی دید ، تیز بینی ، غافلگیر کردن ، و متفاوت بینی و گویی در این اثر به ندرت به چشم می خورد یعنی اگر دیدی که باعث کشف یا تیز بودن و نبوغ این شاعر را نشان دهد را سراغ دارید مشتاق هستم در جریان این مصرع یا بیت شوم موفق باشید آرش توفیقی @};- =D>
      • سلام آقای توفیقی برای توضیح اصولی نظرتون انقدر دیربرگشتید که احتمالا هیچ کدوم از دوستان دیگه به این صفحه برنمیگردندتا مثل شما ازخودشون دفاع کنند متاسفانه! ای کاش به جای دادن کیفر خواست علیه تمام کسانی که اسم بردیدو برپا کردن محکمه، فقط درباره ی شعر حرف می زدید تا دلگرم و امیدوار باشم به اینکه آرش توفیقی الان اینجاست تا فقط کمکی به شعرمن کرده باشه! من ترجیح میدم به این بحث ها به چشم مناظره نگاه کنم تا جدل واجازه نمیدم هیچ چالشی آرامشی رو که درآکادمی دارم تحت شعاع قراربده. درمورد نقدها ونظرات دوستان هم منطقی بودن و سالم بودن نظر خیلی بیشتر از کارنامه ی شعری صاحبِ نظر برام اهمیّت داره، بارها پیش اومده که حرفی رو ازکسی که شاید هرگز کارقابل توجهی ننوشته شنیدم که به مراتب کاربردی تر ومفیدتر از نظر دوستان مدعی بوده، ضمن اینکه درباره آقای روشنی با احترام به نظر شما بایدبگم اگر ازمن خواسته بشه ده تا ازشاعران موفق حال حاضرآکادمی رو اسم ببرم قطعا ایشون هم جزو اون ده اسم هستند و شما کاملا مختاریدکه من روکج سلیقه بدونید. حقیقتش شما طوری راجع به کارنامه هنری و شعرهای پیشین من صحبت میکنیدکه اگر به این مطمئن نبودم که دومین کاریه که ازم میخونید،باورمیکردم که پیش ازاین پابه پای تمام ترانه های من قدم برداشتیدو نقدشون کردید! با وجوداینکه ضربه درشعر یک دریافت کاملا حسی وعاطفیه اما فکرنمیکنم اونقدرپیچیده باشه که نشه تعریفی براش ارائه داد یا درتعریفش دچار چالش شد من بهش میگم یک آنِ غیرمنتظره،یک لحظه ی غافلگیرکننده،حالا دراینکه این شعرچقدر ضربه داشته قضاوت رو به مخاطبم میسپارم اما تعریف رو دچار چالش نمیکنم. اگرنظرخودم رو درباره ی این ترانه بپرسن میگم توی کارنامه ی نه چندان پربرگ ترانه هام،جزو کارهای متوسط به پایین من محسوب میشه اما دلایل قوی نبودنش هیچ کدوم از دلایلی که شما عنوان کردید نیستند. بله،زبان علی رغم اینکه یکی از اساسی ترین ارکان هویّت بخش به قالب شعریه، هرگز به تنهایی برای تعیین یک قالب و فرم درشعرکافی نیست ودقیقا به همین دلیل بارها شده شعری رو درجلسه ای خوندم یا در وبلاگ قرار دادم که فقط کار محاوره خطابش کردم نه ترانه، اما درمورد این کارخاص باشما موافق نیستم، واین رو برعکس شما که یک قضاوت کلی و بدون مصداق داشتید با اشراف کامل به قواعد ترانه سرایی عرض میکنم منتها قواعدی که لزومی برای یادآوری مجددشون نمی بینم میدونید با ذکراینکه این کار چون یک مونولوگ بلندو درد دل شخصیه ترانه نیست کلا دارید تعریف جدیدی از ترانه ارائه میدید دلیل خوبی نیست آقای توفیقی! من هم کلی میگم که این کار دقیقا بنابرهمون معیارها که البته بیشتر از علمی و مستندبودن عرفی هستند ترانه است. کماهی که حتی قواعد اساسی عروض وقافیه هم ابتدا از عرف شاعران جمع آوری وتدوین شدند وبعدبه صورت قواعدمکتوب ومستند دراومدند. اگرمنظورتون از ایراد وزنی دراون مصرع تبدیل هجای کوتاه به بلندباشه،علی رغم پذیرش اینکه موسیقی رو کمی دچار تنش میکنه اما نمیتونم بهش به چشم یک ایراد چشم گیر نگاه کنم خصوصا که جایگزین های زیادی موافق تر با موسیقی کلام، براش وجود داشت و من بنابرتعمدایجاد صمیمیت درزبان این گزینه رو انتخاب کردم والبته قضاوت زیبا نشستنش در ترانه صددرصد به عهده ی مخاطبه. درخصوص اضافی بودن بند چهارم از نظر شما به سلیقه تون احترام میذارم و درمورد ناهمخوانی صفت "بی شرف" دربافت شعر هم شاید اگر ازمنظر دیگه ای نگاه کنیم بشه همین ناخونده بودن رو نوعی تکنیک برای غافلگیری محسوب کردوحتی نقطه ی قوت به حساب آورد ولی چون درمقام دفاع نیستم نظرتون قابل تامله البته مثالی که برای شرح موضوع عنوان کردید به قدری غلیظ بود که ترجیح دادم یک قسمتش رو حذف کنم واین نقدم رو حتما با علی بهمنی گرامی هم درمیان خواهم گذاشت. جالب اینجاست که شما در نثر روون اون بند رو پیچیده تر از من توی شعر نوشتید. اگر ترانه های شاعربمیرند شبیه یک سرزمین قحطی زده میشود، میشود مثل حالت تهوع ــببخشیدحال این ترانه بداست ــ واما هیچ قاعده ی خاصی رو درتشبیه به یاد نمیارم که شاعر رو ملزم کنه به تشبیه موجود زنده به موجود زنده!بارها وبارها نمونه های جز این نوع تشبیه رو در ادبیاتمون شاهد بودیم. آنانكه محيط فضل و آداب شدند در جمع كمال شمع اصحاب شدند ره زين شب تاريك نبردند برون گفتند فسانه اي و در خواب شدند وصدها نمونه ی دیگه که ذکرشون نه درحوصله منه نه این صفحه، اما درمورد تشبیه موجود زنده به یک حالت هم نمونه کم نداریم. مثل سرگیجه توو خودم حبسم توو تنی که مثِ نفس گرمه وفراوون مثالهایی که درحال حاضر توی ذهنم نیست واگر لازم بشه میتونم نقل قول کنم. به قول استادمحمّدکاظم کاظمی بعضی بدعت ها و بایدونبایدهای تحکم آمیز،فقط جلوی بالندگی شاعررو میگیرند و ما رو از لذت شهود کشفهای تازه محروم میکنند. این ترانه هم فقط برای من یک تمرین بود،تمرینی نه برای تیزبینی،غافلگیری، کشف، اتفاق شعری و... بلکه فقط برای اینکه مستقیم و بی پیرایه احساسم روبیان کنم که خدارو شکر انگار دراین قسمت کار موفق بودم. ازاین همه تامل بی دریغ و وقتی که علی رغم گرفتاریهای تازه تون برای شعرم گذاشتید متشکرم. ((آرامش نصیبتان))
  • درود خانم غفوریان.واقعا اولین ترانه ای بود که با احساسم اجین شد ومنو از این رو به اون رو کرد.اینو جدی می گم و واقعا به شما بابت این حس بسیار دل انگیزتون تبریک می گم. مانا باشیدو پایدارو قلمتان همیشه مستدام @};-
  • گــناه من چیه که شاعــرشدم دلــم به این مداد و دفـتر خوشه اگـه همیـن دلخـوشیا نباشن ایـن غـمِ بی شــرف منو میکشه!!! ميگم حميده جونم يه فكري برا خودت بكن من يكي اينروزا كلا دلم ميخواد باديگاردت بشما!!! خواستي خبرم كن در خدمتيم :"> 8-> فداي احساس قشنگت خواهرم... هميشه با ترانه هات جون ميگريم... @};- @};- @};- ((سعادت چاشني لحظه هات خواهر گلم...))
    • سلام الهه ی عزیزم والله ما بادیگارد لازم نداریم خانوم جون [-( فقط تاج سر لازم داریم @};- ممنونم ازحضورت خواهرگلم وجودت باعث خوشحالیمه. @};- @};- همیشه همراهم باش. ((عاقبت بخیـــــــــرباشیـــــــــد))
  • شما عالید ومن عاشقانه دونبال میکنم ترانه هاتون و @};-
  • درود خانم غفوریان خیلی خوب بود براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.
  • سلام حمیده ی عزیز افرین به قلمت شاهکار کردی بانو این بهترین ترانه ای بود که توی یک هفته ی اخیر خوندم بهت تبریک میگم بخاطر اینهمه احساس موفق باشی و زیر سایه ی خدا @};- @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> خانم غفوریان واقعا زیبا بود فوق العاده نمیشه حتی یه مصرع ازش جدا کرد واقعا برای من یه کلاس درس بود
  • شاعــراگه تـرانه هاش بمیــرن میــشه یه سرزمیــن قحـطی زده میــشه شبیــه حالـت تهـوّع -ببخشیــداین تــرانه حالش بده!- سلام سرکار خانم واقعا کارتون زیبا بود فقط تکرار ترانه یه کم شاید اضافی باشه لایک
  • =D> اين چندمين كاره كه امروز ميخونم ولذت مي برم =D>
  • خیلی زبان ترانه خودمونی بود وتعابیر پایانی هر 4 مصراع ساده و صمیمی و بدیع بودن لطف خاصی داشت.تبریک
  • لطــفـا ازم تـرانــه رو نگیــرین من تو تـرانـه ها نفـس می کشم اگـه تـرانه هام ازم جـــدا شن پـامو ازاین زنـدگـی پــس می کشم خیلی دوست داشتنی و بااحساس بود ممنون از ترانه @};- لایکی @};-
    • سلام آقای صادقی سپاسگزارم که به همه ی دوستان سرمیزنید ومحبّتتون رو ازهیچکس دریغ نمیکنید. ((زنـــــده باشیـــــــــــد))
      • خواهش میکنم نظر لطفتونه خانم غفوریان البته من بیشتر برای یادگیری به دوستان سر میزنم و سعی میکنم ترانه هیچکس رو از دست ندم ((به امید ترانه باران))
  • سلام حمیده عزیز آفرین خانمی واقعا لذت بردم از این ترانه .امیدوارم همیشه از نفسهای پر حرارت ِ ترانه هات گرم بشم و اون روزو نبینم که ترانه از وجود حمیده ی عزیزم رخت ببنده و مطمئنم این ترانه هست که بدون وجود شاعری مثل جسدی بیش نیست شاید دوستان حرفمو اغراق بدونن ولی من اعتقاد دارم هر اندیشه و تفکری خلاق جهانی ارزش داره .برات آرزوی موندن و سرودن می کنم و.... موفق باشی بانوی احساس و حساس ِ عزیزم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> با تمام وجودم می پسندم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام فریبا جان. ممنونم از حضورت عزیزم همیشه باعث دلگرمی هستی وجود مهربونت برای آکادمی نعمته. من هم امیدوارم روزی نرسه که مجبوربشم از دنیای ترانه تبعید بشم هرچند... :-( من هم متعقدم چیزی که انسان رو نایب پروردگار در روی زمین قرار داده روح متعالی و اندیشه هاشه، امیدوارم همیشه اندیشه و فطرتمون پاک بمونه وبکرومتعالی. همیشه کنارم بمون خواهربزرگوارم. @};- @};- @};- ((خوابهاتان بی کابـــوس))
  • ایـن غـمِ بی شــرف منو میکشه!...