امیدواری

اون دل سنگیرو آب کن

اشکای ماهو نگاه کن

 دنیامون اینجا غریبه

حتی سایمون فریبه

گِله از غربت فرداست

گِله از اشکای تمساست

گریه هامون همه خون شد

خنده ها آفت جون شد

 برگای روی درختا زردی رو به جون خریدن

عادتی شده براشون رنگ بارونو ندیدن

تو بیا بخون دوباره

 بعد این سرما بهاره

بشکنیم طلسم سرما

تا ببینیم رنگ گرما

توی آسمون این شهر پر بشه صدای پرواز

توی خونمون بمونیم صبح بشه دوباره آغاز

آرزو(باران)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: