حریم شاعرانه

برای من بمون صنم

که گم بشه غم از تنم

چه می شود اگر نشی

بهانه ی شکستنم

شکستنم برای تو

حدیث عاشقانه بود

نشستنم کنار تو

حریم شاعرانه بود

آمده ام کم کنم

هراسه زخمی تنو

آمده ای گم کنی

سیاهی شبه منو

یاد تو گم نمی شود

لحظه ای از چشم ترم

نمی روری ، نمی رود

خاطر خوبت از سرم

کمند آن نگاه تو بسته به جان و پیکرم

تا که کشان کشان روم به سوی آشیانه ام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: