تلاش بی هدف

به تو نمی‌رسم گلم تلاش من هدفمه

زندگی‌ پر غم من آخرش اشک و ماتم

به تو رسیدنم شده دیگه مثه یه آرزو

غرورمو هی‌ میشکنه حالا شدم بی‌ آبرو

یادش بخیر اون روزا که میخواستی عاشقم بشی‌

تو دریای سرد غمم لایق و قایقم بشی‌

حالا رفتی‌ بیکس شدم بی‌ یار و هم نفس شدم

دوسم داشتی یه روزی تو نگو به من عوض شدم

اعتراف چشمای من تو عشق بی‌ همتای تو

خواهش‌های این دل من با گفتن نرو نرو

سوزندن خاطره‌هام با سردی نگاهتو

داستان عشق ما بود شاهد اون خدای تو

آره خدات که شاهد اگه خودت دروغ میگی‌

شهادت عشق منو با یه دل شلوغ میدی

حالا باید تورو من از دفتر عشق خط بزنم

حرفات پیش من بمونه به هیچ خوب وبد نزنم

با چی‌ آخه خط بزنم جوهر عشق تموم شده

با رفتنت انگاری که خط زدنم حروم شده

انگار توی قصه من خندیدن معنی‌ نداره

نمیدونم ک چم شده زندگی‌ یعنی‌ نداره

نقطه سر خط میزنم می‌خوام بشم دمسز تو

تو تصنیف سبز چشات بازم بشم من ساز تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: