ترانه

تو دستات عاشق صبحه می تونه شب شکن باشه
می تونه مثل یه خونه می تونه سقف من باشه
می تونه پنجره باشه رو دیوارای این خونه
تو دستات اوج پروازه تو دستات مرگ زندونه
می تونه راه من باشه به سمت خندۀ خورشید
با دستات میشه آغاز یه صبح تازه رو فهمید
می تونه شوق تو باشه برا  پرواز یه بوسه
دلم درگیره دستاته تو دستای تو محبوسه
عطش از من سرازیر و تو دستات چشمه بارونه
همیشه با گلوی رود از عشق دریا می خونه
همیشه تازگی داری تو دستات مثل بارونه
اگر چه دستتو هیچ کس نمی فهمه نمی دونه
تو دستات عاشق صبحه چرا شب رو نمیشکونه؟
نگو دستاتو باد برده نگو دست تو ویرونه
نگو از غربت دستات زمین دستاتو کم داره
بدون دست تو کار تموم عاشقا زاره
تو دستات عاشق صبحه می تونه شب شکن باشه
می تونه مثل یه خونه می تونه یه وطن باشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: