لالایی(تقدیم به روح کودک دوساله ای که در اثر شکنجه های والدین خود جان باخت)

چرا دست تو سرده گل نازم

پر از کابوس مرگ گل نازم

دیگه آروم شده قلب کوچیکت

دیگه غم نیست تو هر لحظه شریکت

لالایی کن گل کوچیک بارون

لالایی کن بدون گریه امشب

بخواب آروم آهسته عزیزم

بدون بغض اشک ناله امشب

دیگه رو صورت قشنگ نازت

جای سیلی نمیمونه عزیزم

دیگه اون دست بی رحمِ همیشه

نفسهاتو نمیگیره عزیزم

بخواب این آخرین خوابت که دیگه

از این مردن تو هر لحظه رها شی

لالایی کن گل کوچیک بارون

که باید توی بغض شب صدا شی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

809
۶

  • اینکه آدم به اتفاقات اطرافش واکنش بده و احساس همدردی کنه خوبه . شما به خاطر روحیه تون واکنش ادبی دادین و این قابل تقدیره . فقط میخوام بگم نقد اینکار اشتباه ه چون قشنگیش هدفی بود که سروده شده .
  • آقای عاشوری من بعضی وقتا که ترانه ی دوستانم رُ توو این آکادمی مرور میکنم با خودم میگم یعنی این همه احساس ممکنه توو یه نفر خلاصه بشه؟؟ به جرأت میگم من نمیتونم با این همه احساس ترانه بگم درود بر شما @};-
  • dostaan yekam enteghadam khoobe
  • سلام جناب عاشوری عزیز من قبلاً هم این ترانه ی زیبای شمارو خونده بودم و واقعاً متأثر شدم ترانه ی شما هم زیباست و هم احساس داره، تجربش همیشه تازه است. موفق باشید @};-
  • زیبا بود و پر احساس و ایراد گرفتن ازین کار با احساس واقعا سخته شاید باید اشتباهات رو ثخاطر حس زیبا بخشید اما فقط بدلیل بهتر شدن بیشتر این ترانه زیبا درگوشی میگم که حمید جون سرده و مرگه و نمیمونه و نمیگیره باهم قافیه میستن عزیزم باز هم ببخشید اگر جسارت شد کوچیکتم
  • salam,man qaziye ro nemidoonam ama kodayash biyamorzad ya ali @};- =D>