راز

تو هوای خیس عشق زیر بارئن صدا/ وقتی که رو تن شب می ریزه ستاره ها

وقتی که من می دوئم می رسم ته چشات/ با لباس شب و نور،ببرم اون دور دورا

وقتی که یه لحظه ماه پشت ابرا می مونه/ غزل گریه می خاد شعر رفتن بخونه

دستای من و بگیر توی دست روشنت/ ترس گم کردن تو دلم و می لرزونه

جنگ بین ابر و باد آخ که دیدن داره/ وقتی دلهره می خاد شب و از پا در آره

با یه خنده می سپری من و دست شونه هات/ مثه بارون رو موهام ، بوسه هات گل می کاره

عطر مریم می ریزه تو تب نفس هامون/ پای عشق لیز می خوره روی رنگ چشمامون

کاشکی هیشکی ندونه راه آغوش تورو/ راز ما جا بمونه لابلای حرفامون

دست رویا میاد و تو هوا رنگ می پاشه/ چشم ماه خسته می شه گل یاس می خاد پاشه

اگه شب بخاد بره ماه اگه خوابش میاد

تو بمون ، تو که باشی همه چی سر جاشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: