جرقه ی عشق

 

گاهی می‌شه توی جاده‌ی خیال
رقصی از بیداریِ یک صبحو دید
زیرِ آوارِ سکوتِ کوچه‌ها
صدای خنده‌ی خورشیدو شنید

می‌شه از سایه‌ی تردیدی گذشت
تا دل از آشوبِ دنیا وا بشه
می‌شه از عطرِ اقاقی پلی ساخت
تا نفس هم‌قدمِ فردا بشه

گاهی می‌شه توی این شب‌های تار
چشمکِ ستاره رو دوباره دید
لابه‌لایِ این هجومِ اضطراب
طعمِ نابِ زندگی رو باز چشید

می‌شه با جرقه‌ی کم‌سوی عشق
رد شد از دیوارِ سنگیِ سکوت
می‌شه از دلِ قفس پرواز کرد
وقتی که دل تن نمی‌ده به سقوط

از دلِ خاکسترِ این روزگار
عشق شکوفا می‌شه از عمقِ یه درد
می‌شه با هر زخمی از نو سبز شد
ولی بی‌تو نمی‌شه زندگی کرد

ویرایش شده در تاریخ ۳ مرداد1405

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120637کپی شد!
214
۶
۱

درباره‌ی وحیدی(سورمه)

من سورمه وحیدی هستم، دبیرآموزش و پرورش و ترانه‌سرا. نوشتن برای من راهی برای بیان احساسات، تجربه‌ها و نگاه من به زندگی است. بیشتر ترانه‌هایم از دل اتفاق‌ها، آدم‌ها و احساساتی شکل می‌گیرند که در زندگی دیده یا تجربه کرده‌ام. به ترانه‌های روایی، عاطفی و اجتماعی علاقه دارم و دوست دارم در ترانه‌هایم از آدم‌هایی بنویسم که شاید کمتر دیده یا شنیده شده‌اند؛ از عشق و دلتنگی گرفته تا رنج، تنهایی، امید و آرزوی رهایی. تصویر و روایت برایم اهمیت زیادی دارد و معمولاً تلاش می‌کنم احساساتم را با تصویرهایی مثل خانه، پنجره، خورشید، سپیده، باران، دریا و آغوش بیان کنم. ترانه‌سرایی را هنوز یک مسیر در حال یادگیری می‌دانم و سعی می‌کنم با هر ترانه، هم خودم را بیشتر بشناسم و هم از نظر فنی بهتر شوم. برای من، ترانه فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست؛ تکه‌ای از احساس و نگاه من به زندگی است.

  • عباس مقدم درود نسترن بانوی عزیز. کار زیباتو خوندم و لذت بردم از هنر. سبز بمانی
    • وحیدی(سورمه) درود و سپاس از مهر و نگاه زیبایتان جناب آقای مقدم عزیز 🌹 خوشحالم که «جرقه‌ی عشق» توانسته است لحظاتی دلنشین برایتان رقم بزند. مهر و همراهی شما مایه‌ی دلگرمی من است. سبز بمانید و دلتان همیشه روشن به نور عشق و هنر. 🌹
  • رسول آدینه عرض سلام وادب یکی از بهترین کاراتون و خوندم خانم وحیدی عزیز آوار سکوت کوچه ها و خنده یِ خورشید=انقطاع از زمین و چشم امید به آسمون بماند اینکه معمولا همه به نور خورشید اشاره میکنن وتعبیر نور به صدای خنده وقراردادنش روبروی سکوت عالی بود وباز شکوفا شدن عشق از لابلای شیارِ درد صحنه ی روییدن یه سبزه از دل سنگ رو تداعی کرد ...کلا خیلی به دل نشست همیشه سلامت باشید
    • وحیدی(سورمه) جناب آقای آدینه، درود و مهر 🌹 چه لذت‌بخش است وقتی واژه‌هایی که از خلوت ذهن و دل شاعر آمده‌اند، در نگاه مخاطبی دقیق، دوباره جان می‌گیرند. از خوانش زیبایتان و از اینکه «خنده‌ی خورشید» را در برابر «سکوت کوچه‌ها» دیدید و روییدن عشق را از شیارهای درد به سبزشدنِ امید پیوند زدید، بسیار ممنونم. شاید شعر همین باشد؛ پلی میان آنچه شاعر حس کرده و آنچه مخاطب در جهان خودش کشف می‌کند. ممنونم که با نگاهتان، بخشی دیگر از این شعر را به خودم نشان دادید. همیشه سلامت و دلتان روشن به نورِ شعر و زندگی.🌹
  • vahidnouritaft وقتی که دل تن نمیده به سقوط💥☃️