جبر

توو سینه ی تو جای دل سنگ بود
روزای عاشقی من با تو همش جنگ بود
اگه دلم به زیر پات قالی کاشون نبود
اما بجاش برای تو همیشه یک رنگ بود

روز چیه یه ثانیه حوصلمو نداشتی
توی دلت برای من یه زره جا نزاشتی
نخواستنم، نداشتنم، تنها عذابم نبود
حتی یه بار روی لبت اسم منو نکاشتی

دنیای من رو مِیل نبود جبر بود
دشمن من یه گرگ نبود ببر بود
پشت سرت یه قطره اشک نریختم
سینه ی تو خونم نبود قبر بود

شیشه ی عمرم و زدی شکستی
کشتی منو آروم و دستی دستی
عمر عزیز من لب بوم نبود
چشم منو بار رفتنت توبستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

335
۱