ترانه

کوله بار

وقتی که هیشکی چش(م) به راهت نیست،

جایی نداری بِ(ه)ش بگی خونه،

هر جا که باشی توو سفر هستی

هر جا بری اسم تو مهمونه

 

سخته بدون آشیون باشی،

هیشکی نباشه بیقرارت شه

تا عمر داری تو سفر باشی،

دار و ندارت، کوله بارت شه

 

معنای دوری رو نمی فهمی،

وقتی خودت یار خودت باشی

آوارگی حس عجیبی نیست،

وقتی که سربارِ خودت باشی

 

من کوله بارم روی دوشم نیست،

روی زمینه، زیر پاهامه!

من بارِ روی دوش دنیامم،

وقتی که بارم کل دنیامه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام ترانه خوبی بود از طرفی مایلم عرض کنم که روایت ترانه از نظر من به نتیجه خاصی نرسیده یه جورایی میشه گفت انگار ترانه رها شده از یه جایی به بعد. و اینکه بیت آخر خیلی پیچیده نویسی کردید اگه درست حدس بزنم منظورتون این بوده که دور از جون سربارِ این دنیایید..ولی از نظر من روش خوبی برای انتقال این مفهوم پیدا نکردید. به امید بهتر و بهتر شدنتون موفق باشید.