یه کاری کن

یه کاری کن

تا ابد به یادتم

من از چشمای تو فهمیدم اینو
دیگه حرفی واسه گفتن نداری
دلم راضی نمی شه به نبودت
با چه حسی میخوای تنهام بزاری
.
تو که میری و من تنها امیدم
همین عکسای تبلیغیه شهره
تو چشمات ببندی روی چشمام
مث اینه که با من شهر قهره
.
یه کاری کن تو این روزای آخر
که تو قلبم فقط عشق تو جاشه
تمـــــوم خـــاطرات قبل با تو
دعا کن لحظه ی آخر جدا شه
.
بزار با بودنت خوشحال باشم
تو که میدونی دنیای من هستی
قسم میدم بمونی تو کنارم
قسم میدم به هرچی می پرستی

.
#داریوش_شریفی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام قشنگ بود و روون موفق.باشین دوست عزیز
  • زیبا بود و روون...??ولی نفهمیدم چرا باید امیدتون عکسای تبلیغیه شهر باشه؟
    • ممنون رضا جان که خوندی بعضی موقع فک میکنم کسی رو دوس داریم ولی بهش نرسیدیم زمان میگذره میبنی فلانی واسه خودش کسی شده و عینا بهطور اتفاقی توی روزنامه های جای توی شهر میبینیش درسته دیگه نرسیدیم ولی یادش اون لحظه برام تداعی میشه دیگه ببخشید من اماتورم توی ترانه واسه دل خودم شعر میگم الانم امدم ترانه هامو بزارم که روزگاری از دنیا رفتم بدونن من اینجا خاطرع هامو نوشتم همین موفق باشی