وارونگی

ای بهترین مخلوق, ای سرکِشِ مغرور
نفرین به تو ای خاک, ای خاکِ وارونه
شاید بشه فهمید, به پایِ خاکِ تو
چرا سجده نکرد, ابلیسِ دیوونه
با حجمی از کینه, با خط و مرزمون
از آدمیتمون , سقوط می کنیم
وارونگی یعنی, دَم از دموکراسی
ولی به تو که رسید, سکوت می کنیم
صلح دَم میکنه
خون می نوشه
واسه نجاتِ شما
خدا باید پاشه
اونی که با لذت
خونتو می ریزه
جایزه یِ صلحِ
نوبل تو دستاشه
با دستِ کوچیکت, تمومِ دشمنا
دعا کنی شاید , که سرکوب بشن
بگو خداهامون , یه روزی جمع بشن
با هم دست بدن, با هم خوب بشن
با دستِ کوچیکت , از زیرِ پوتینا
فکرایِ سَم خورده, دعا کنی شاید
تا باورت کنند, با دین و باورت
این یک حقیقته , باید بشه باید
صلح دَم میکنه
خون می نوشه
واسه نجاتِ شما
خدا باید پاشه
اونی که با لذت
خونتو می ریزه
جایزه یِ صلحِ
نوبل تو دستاشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

403
۱