" آینده ی مبهم "

هنوز تشنه ی یک نگاه تو ام
تا قهوه ی چشماتو سر بکشم
با آغوشِ باز سمت من راه بیا
تا به سمتِ رویام پر بکشم

جای دستِ تو خودکاره دستِ من
جای صورتت , عکساتو میبوسم
تو رویای خوبِ شب و روزمی
ولی وقتی نیستی پره کابوسم

 

همه شعرامو واسه تو مینویسم
همه میدونن ک من عاشق شدم
منو توی دریای عشق غرق کن
حالا که یه ماهی تو قایق شدم

همه شعرامو واسه تو مینویسم
همه میدونن ک من عاشق شدم
منو توی دریای عشق غرق کن
حالا که یه ماهی تو قایق شدم

 

توو بارون یادت می افتم آخه
ما دوتا هنوز عاشق بارونیم
دلم تنگه و آرزو می کنم
که باشی کنارم , زیرِ بارونیم

ولی بغضامو میخورم تا بگم
وجودِ خیالیت با ارزشه
واسه قلبی که کم تحرک شده
تو رو دوست داشتن یه جور ورزشه

با اسمِ کوچیکم صدا کن منو
تا بشناسمت توی این همهمه
بیا تا وجودِ تو واضح بشه
توو آینده ای که برام مبهمه

 

همه شعرامو واسه تو مینویسم
همه میدونن ک من عاشق شدم
منو توی دریای عشق غرق کن
حالا که یه ماهی تو قایق شدم

همه شعرامو واسه تو مینویسم
همه میدونن ک من عاشق شدم
منو توی دریای عشق غرق کن
حالا که یه ماهی تو قایق شدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: