احساس شیرین

حواسم پیشته وقتی، که با تو روبرو میشم /
نمی ترسم ازین که رد کنی دستامو با سردی _
خودت تصمیم موندن داری و چیزی نمیگی و /
همینجوری منو از رفتنم هم منصرف کردی

حواسم پیش ساعتها نمی مونه* برام هر لحظه با تو یه آغازه
یکی از جنس خوبیها باهام هست که* تو تقویمم داره تاریخ میسازه

همیشه خوب و آرومی مث ساحل*درست اون لحظه ای که اوج طوفانم
تو آغوش خودت می گیری موجامو* تو اون حال و هوا باز میگی خوشحالم

دیگه ساکت می مونم ، ساکتِ ساکت*دیگه جایی واسه تلخی نمی زاری
فقط دلواپسم شاید ته قلبت* بگی باید می رفتی اما ناچاری،

ولی نه ،، حرف قلبت از نگات پیداس*خودت هستی همینه که دوست دارم
چقد خوبه که این احساس شیرینو* باهات تو زندگی در حال تکرارم

امیر مختار مهماندوست

از این نویسنده بیشتر بخوانید: