یه جاده رو به غروب

تو خوب باش حال بدت به من سرایت می کنه

هر درد تو هزار بار منو اذیت می کنه

دنیای من از رنگ من سیاه و انتخاب کرد

سفید من رنگ باخت و هیچ کی اعتنا نکرد

اینجا کسی صدام نزد انگار من نامریئم

انگار نه از جنوب نه غرب نه از شمال شرقیم

من از جهانی دور وپوچ از مردمان بی صدا

از آدمای مغرور و زیاد از حد بی اعتنا

من با نگاهی آشنا دنبال تو میگردم

دنبال تو تا که بگم قد یه دنیاست دردم

دنیای من تاریک و سرد و بی صداس

یه جاده رو به غروب یه جاده بی انتهاس

اینجا کسی برای من هیج ارزشی قائل نشد

چشمم به دیدن چشات هیچ وقت نائل نشد

کیمیا گلستانی

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و عرض ادب به نظر من , شما تازه ترانه سرایی رو آغاز کردید , چون مشکلات وزنی و قافیه ای مشهوده در ترانتون ترانه های بیشتری از ترانه سراهای معروف بخونید تا بتونید وزن و قافیه رو درک کنید منتظر ترانه های بعدیتون هستیم...
  • سلام کار زیباتونو خوندم فقط میتونم بگم پتانسیل داشت از این بهتر باشه موفق باشید