سراب

تو رفتی از کنار من ولی تو خلوتم هنوز
به احترام اسم تو صدامو صاف می کنم
تو بدترین گناهی و به خاطر سبک شدن
به جرم ارتکاب تو من اعتراف می کنم

ببین که آرزوی من کویر خشک و خاک شد
امید با تو بودنم خیال یک سراب شد
به تیکه های درد من نبودنت اضافه شد
آوار کوه غصه ها روو زندگیم خراب شد

ببین که تیکه تیکه شد غرور و آبروی من
تموم فکرهای بد روونه شد به سوی من
دیگه برای من نموند نه راه پس نه راه پیش
یه چاه پشت من نشست یه دره روبه روی من

تموم لحظه های من به عشق تو تباه شد
یه عمر سجده های من به خاطرت گناه شد
تو رفتی و به غم رسید مسیر اشتباه من
تموم خنده های من اسیر اشک و آه شد

به من نگو که عشق من از اولش سراب بود
که یک نگاه ساده بود، اسیر پیچ و تاب شد
به من نگو که عشق تو حباب روی آب بود
که حس پوچ بودنش برای من عذاب شد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)