دیوان شعر

میخام عاشق بشم امشب
همین امشب که دلگیرم
توی کوچه ی تاریکی
دارم از ترس میمیرم
همه ی شهر تعطیله
همه ی لحظه ها خوابن
یه امشب حال من خوبه
چه حرفایی چه بی تابن
**
هوای شب چه پیچیده س
معما داره این کوچه
دارم پر میشم از احساس
غروری دیگه پوچه
سکوت مطلق امشب
یه آغوشی که آرومه
یه قلبی که توی سینه
داره با عشق میخونه
**
دارم حس میکنم امشب
یه حرفای دیگه دارم
دارم عاشق میشم انگار
از بیداری چه بیزارم
یه شبی با تو سر کردم
یه عمری با تو خندیدم
یه دنیا فاصله کم شد
من اینو از تو فهیدم
**
همه حس ای خوب از تو
هجوم واژ ها برمن
شدن آغاز یه فرصت
برای خلق عشق درمن
همه حس ای خوب ازتو
همه شعرای ناب از من
شدن دیوان شعری که
توجلدش هم تویی هم من
**

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

874
۹
۳