موج های اون موهات

روی موج های اون موهات یه دریارو میشه جا کرد
با اون لبخند تو حتی تو دنیا میشه غوغا کرد

هوای این شهر آلودست، تو مثل ماسک اکسیژن
داری من رو عذاب میدی با رفتارهای ناهمگن

تو مثل یه تئاتری که فقط باید تماشات کرد
شکنجه میکنی من رو، تو با اون رفتارهای سرد

من مثل پادشاه هستم، تو هستی مثل قلمرو
ولی انگار که من برفم، تو هم هستی مثل پارو

وجود تو مثل سنگه، وجود من مثل شیشه
انگار قلب من درخته، قلب تو هم هستش تیشه

چشای تو مثل خورشید، اما وجود تو ماهه
اما خیلی ازم دوری، تا اونجا فرسنگ ها راهه

انگار که ظرف چینی ام، تو راحت شکستی من رو
الان که وقت دعوا نیست، هر جور میخوای، اصلا برو

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و خسته نباشید حقیقتش چون ایرادها زیاد بودن و نوید جان هم نقد مفصلی نوشتن برای کارتون من زیاد وارد جزئیات نمیشم. وزن کار دچار آشفتگی شده بعضی قافیه ها ایراد دارن "قلمرو" و "پارو" "اکسیژن" و "همگن" موضوع ترانتون کلیشه ای هست و خلاقیت عنصر گم شده ی ترانتون هست و البته تشبیه ها و تصویرسازیهاتون ضعیف هستن جسارت من رو ببخشید شاد باشید
  • سلام دوست عزیز تصویر سازیات خیلی خوب بود ولی روی وزن و ریتم کار ایراد داری سعی کن روونتر بنویسی که مخاطب لذت بیشتری ببره ار خوندن کار پاینده باشی
  • درود فراوان ترانه ی خوبی ازتون خوندم. تصویرهای خوبی توو ذهنتون بوده و خیلی خوبه که نخواستین از کلمات معمولی استفاده کنین. مهمترین ایراد ترانه تون، خارج شدن از وزن بود و مدام در حین خوانش دچار سکته میشد ترانه. یک سری ایرادات دیگه هم هست که در ادامه اشاره میشه تحلیل بیت به بیت روی موج های اون موهات یه دریارو میشه جا کرد با اون لبخند تو حتی تو دنیا میشه غوغا کرد شروع ترانه خوب بود و دوست داشتم حیف که در ادامه مابقی بیت ها به قدرت بیت اول نبودن. (البته اگه بخوایم سخت گیرانه به مصرع اول نگاه کنیم دریا جایگاهش زیر موجه نه روی موج ولی خب منظور و میرسونه و ایرادی نداره) هوای این شهر آلودست، تو مثل ماسک اکسیژن داری من رو عذاب میدی با رفتارهای ناهمگن مصرع اول از وزن میوفته مثلا میشد نوشت " هوای شهر پُر از دوده " البته صرفا برای نشون دادن درستی وزن نوشتم. ترکیب رفتارهای ناهمگن و دوست داشتم، جدید بود و خوب از آب در اومده. فقط یه نکته ای برام عجیب که بحث ارتباط افقی توو بیته. تو دو مصرع اول "هوای این شهر آلودست، تو مثل ماسک اکسیژن" دارین از معشوق تعریف میکنین و اون رو حیات بخش میدونین اما یک دفعه تو دو مصرع بعدی همین معشوق عذاب آور شده. یه کم غیر منتظره بود و فضاسازی مناسبی هم از قبل برای این رویه و تضاد نشده بود. تو مثل یه تئاتری که فقط باید تماشات کرد شکنجه میکنی من رو، تو با اون رفتارهای سرد مصرع آخر از وزن میوفته میشد نوشت " به آغوشِ خودم برگرد" باز هم میگم صرفا برای نشون دادن درستی وزن این مصرع رو نوشتم و ممکنه ارتباط مفهومی نداشته باشه. باز هم ارتباط معنایی روشنی بین بخش اول و دوم بیت نمیتونم پیدا کنم. من مثل پادشاه هستم، تو هستی مثل قلمرو ولی انگار که من برفم، تو هم هستی مثل پارو از اینجا به بعد ترانه دچار افت شدیدی میشه. هم مشکلات وزنی، هم جابه جایی ارکان و هم پرداخت های ضعیف. این بیت از نظر وزنی مشکل داره راحت خونده نمیشه. جابه جایی ارکان: "تو هستی مثل قلمرو" ، تو مثل قلمرو هستی . و تو هم هستی مثل پارو مفهوم تشبیهاتی که بیان کردین خیلی روشن نیست. مخصوصا تشبیه برف و پارو، مفهومی که پشت این تشبیه هست و نمیفهمم. یعنی چی شما برفین و معشوق پارو؟ یعنی شمارو داره جمع میکنه از جایی؟ حالا این جمع کردنه مثبته یا منفی؟ وجود تو مثل سنگه، وجود من مثل شیشه انگار قلب من درخته، قلب تو هم هستش تیشه دو مصرع آخر ایراد وزنی دارن میشد نوشت : تن قلبم مثِ ساقه، ولی چشمای تو تیشه. جدا از ایراد وزنی دو مصرع آخر رو کلا دوست نداشتم از نظر پرداخت و زیبایی هم ضعیف بودن. دو مصرع اول هم خیلی تکراریه. تشبیه سنگ و شیشه دیگه بیش از اندازه توو شعرها اشتفاده شده و ترجیعا تا مجبور نشدین یا مفهوم جدیدی ازش نگرفتین بهتره استفاده نشه چشای تو مثل خورشید، اما وجود تو ماهه اما خیلی ازم دوری، تا اونجا فرسنگ ها راهه ایرادات وزنی: جایگزین مصرع های دوم، سوم و چارم: " وجود تو مثِ ماهه" . " ولی حیف راهِ تو دوره" . " یه دنیا بین ما راهه مصرع سوم و چهارم یه جورایی هم معنی هستن و مصرع چهارم تقریبا حشو حساب میشه. چون تو مصرع سوم به دوری اشاره شده ولی خیلی ضرورتی نداشت دوباره توو مصرع بعدی با آوردن فرسنگ ها روش تاکید بشه. در کل هم از نظر احساسی و زیبایی بیت قوی نبود و تصویر تازه ای رو بیان میکرد. انگار که ظرف چینی ام، تو راحت شکستی من رو الان که وقت دعوا نیست، هر جور میخوای، اصلا برو این بیت هم ایراد وزنی داره. ولی در کل مفهومش و دوست داشتم. یک مشکل اصلی دیگه به جز مشکلات وزنی که تو ترانه به چشم میخوره اینه که نتونستین از نظر روایت داستان یک سیر منطقی و انتخاب کنین. بیت ها مابین فضای مثبت و منفی در نوسان بودن و اصلا نتونسته بودن فضای مناسبی و برای بیت آخر که دارین میگین هر جور میخوای برو فراهم کنن البته با توجه به نوع قلمتون معلومه که پتانسیل خوبی برای پیشرفت دارین و مطمئنا با بر طرف کردن ایرادات جزئی میتونین ترانه های به مراتب بهتری بنویسین. موفق باشید و قلمتون مانا
  • سلام خسته نباشین کار زیبا و دلنشینی بود موفق باشید