حسادت

نشستم که با تو بگم حرفمو
حواست به چشمای خیسم نبود
دو چشمات به من خیره بود و ولی
تو راه نگات رد پامم نبود
دارم گم میشم توی این دوری و
بگو چن مسیر فاصله تا توعه
تظاهر نکن،دست تو رو شده
بهم هی نگو : گوشم با توعه
نه حرفات،نه کارات، مث قبل نیس
به این سختی باید که عادت کنم
قسم میدمت پیش جز من نخند
که مجبور نشم من حسادت کنم
دلم زیر و رو شد زمانی که تو
به آرومی از روبروم رد شدی
چه بهتر چشام بسته باشه گلم
نبینم که اینقد باهام بد شدی
۲۳/۸/۹۴

۲۸۵
۳

  • درود جناب نعمتی ترانه خوبی بود فقط بند اول قافیه اش اشتباهه نگارش توعه غلط هست و همچنین پیش جز من جالب نبود موفق باشید

  • سلام و درود بر کار خوبتون..چند نکته:
    توعه به نظرم درستش توئه هست
    و بند اول قافیه نداشت کارتون
    و بند آخر بند زیبای کارتون بود

  • سلام و عرض احترام خدمت دوست بزرگوارم.
    امیدوارم حالتون خوب باشه.
    خدمتتون عارضم که تمامی نظرات بنده فقط نظر شخصی بوده و نظر شخصی هم ممکنه درست باشه یا غلط.

    مطلع این کار مطلع متوسطیه.
    توی مصرع اول اگه جمله بندیتونو به این شکل تغییر بدین بهتره :
    نشستم که حرفم رو با تو بگم…
    البته اشاره کنم که خیسم و پامم با هم قافیه نمیشن.میم آخر جزو حروف الحاقیه.بنابراین خیس و پام قافیه محسوب نمیشن.

    توی بند دوم اون «واو»ی که در آخر مصرع اول اومده فقط برای پر کردن وزن به کار گرفته شده.نکته ی بعدی اینکه برای تعیین و یا نشان دادن اندازه ی فاصله هیچوقت گفته نمیشه چند مسیر.معمولا میگیم «چقدر».
    بهم هی نگو : گوشم با توعه.گوشم باید بشه گوش من.و الا وزن شکسته میشه.

    بند ‌سوم
    به این سختی باید که عادت کنم.«که» هم در اینجا وزن پر کنه فقط.مثلا میتونین بگین:به رفتار تو باید عادت کنم…
    قسم میدمت پیش جز من نخند.این مصرع دچار ضعف تالیفه.درستش اینه که : قسمت میدم پیش کسی جز من نخند…اما برای اینکه از وزن خارج نشین نوشتین قسم میدمت پیش جز من نخند.
    توی مصرع بعدی هم «من» رو بردارین و بذارین «تا» .
    که مجبور نشم تا حسادت کنم. «ر»ی مجبور هم به وزن آسیب رسونده.

    بند بعدیتون خوب بود.

    ترانه ی احساسی ای از شما خوندم.اگه کمی دقت کنین خیلی از این بهترم میشه.
    خوبی کار شما اینه که من متوجه شدم که شما توانایی به تصویر کشیدن لحظاتی که بین یه عاشق و معشوق اتفاق میفته رو دارین.و میتونین از همون اتفاقات و دیالوگ ها کار بکشین که این خیلی خوبه و موثر.همین باعث میشه مخاطب با کار شما همذات پنداری کنه.و همذات پنداری یکی از رموز ماندگاریِ یک اثر میتونه باشه.

    ببخشید پرحرفی کردم.
    براتون بهترینهارو آرزو میکنم.با احترام فراوان:
    مهران حسین زاده