سفر

کنار پنجره بازو / هوای سرد بارونی

نشستم بی تو با سازم / ولی پیشم تو مهمونی

 

نوازش های بارون و / من و تنهایی و غربت

بهم میگی دوسم داری / بدون حرف و بی صحبت

 

نشد یک لحظه بی یادت / سوار ابر رویا شم

تو بارون شی واسه مردم / منم سرگرم دنیا شم

 

پرنده، توی تاریکی / نمی دونه کجا می ره

نمی دونه قفس، فردا / همه دنیاشو می گیره

 

نفس تو این قفس تنگه / رها کن نور چشماتو

بذار این پنجره واشه / دلم روشن بشه با تو

 

سفر، بی تو یه مجموعس / که آغازش شب یلداس

میونش خون دل خوردن / تهش چش بستن از دنیاس…

۲۸۳
۴