چشمای تو جادوگرن

چشمای تو جادو گرن
آدمو جادو میکنن
رازای کنج دلارو
به سادگی رو میکنن

چشمای تو یه وسوسه ان
به قدرت گندم وسیب
این دفعه حتی آدمم
می خوره با اونا فریب

می خوام که مال من باشن
چشمای وسوسه گرت
می خوام منم جادو بشم
با چشمای جادو گرت

چشمای تو یه پنجره ان
که وا میشه رو به بهشت
کاشکی که سهم من بشن
توی عبور سرنوشت

چشمای تو با قلب من
سه رأس یک مثلثن
الهی تقدیر بذاره
که اونا به هم برسن

۴۶۵
۲