سایه سار نارون

لباس گریه به تن کرد صورتک هامون
یه رود مشکی ناکام روی گونه شدیم
میون اینهمه تندیس و فیلمنامه ببین
به اسم زندگی شوممون نمونه شدیم

قدم زدیم به مستی میون شاعرگی
که شاعرای طنین ساز جاودانه بشیم
لبالب از هوس شوم شهرت و سوداش
به رسم شاعرگی "حافظ"ترانه بشیم

شمیم عشق پرید از تن شقایق شهر
که طعم مهر نگیره لبای باد بهار
یه اسمون پر ابرای تیره و نازا
خزید رو تن پر عطر و نور و شاد بهار

به سرو خسته که خم شد به زیر جبر خزون
به سایه سار پر از امن نارون برگرد
از این صدای پر از هیچ طبل تو خالی
به سرزمین پر از نغمه ی وطن برگرد

ستاره رو تن شب خال نور میکوبه
ولی زمین که به دنبال روشنایی نیست
میون مردم بی اعتنا به راه بهشت
برای نور ریاسوز ماه جایی نیست

تو زیر چتر کلاهت همیشه محفوظی
منم که سایه ی چادر سیاه مامنمه
تو گوش های خدا رو بگیر و فتوی کن
که نقش دست یه دنیا میون دامنمه

نگاه ملتمس شعر های تکراری
به دست و پای قلم زد دخیل زنجیرو
بگو چطور از این زخم بستر کهنه
رها کنیم تن واژه ی زمین گیرو

۷۳۶
۳۵

  • سلااااااااااام.خیلی خوب بود تبریک

  • سلام
    دایره واژگانتون بالاست و دید وسیعی دارید که خیــــــلی خوبه
    موضوع ترانه شما در مورد شاعر و شاعرانگیه اما بیت سوم فضا گل و بلبل میشه. تو بیت بعد دوباره به فضا اصلی برمیگردید ولی خلاء ایجاد شده رو پوشش نمیده
    در ادامه هم همینطوره و باز در خاتمه به فضا برمیگردید
    لذت بردم

    • سلام
      موضوع شعر و شاعری نیست
      یه بخشیش اینه
      سعی کردم اساسش اعتراض و گوشزد باشه
      البته اون گل و بلبلا هم زیاد گل و بلبل نیست
      شایدم من بد متوجه شدم
      ممنونم!

  • سلام…دایره واژگانتون همین طور که رضا گفت بالاست..اما به کار بردن واژه های دهن پر همیشه هم خوب نیست چون سخت تر میشه با ترانه ارتیاط برقرار کرد و منظور و مقصود ترانه رو فهمید..پیشنهاد میکنم یکم سبک تر بنویسین…سبز باشی

  • سلام عزیزم
    ترانه زیباییه. زاویه دیدت جالبه اما یه مقدار کار خودت رو سخت کردی می تونی راحتر هم ترانه بگی البته شما خودت استادی و من دارم جسارت میکنم.
    موفقتر باشی گلم

  • سلام خانم پهلوانی
    چیزی که من از کارتون برداشت کردم، اینه که شما اعتراض کردین به «اعتراض کردن از جامعه ی خود و آرمانهاش به منظور تندیس و جایزه گرفتن از بیگانه» و در این بین به شاعرا بیشتر طعنه زدید:

    قدم زدیم به مستی میون شاعرگی
    که شاعرای طنین ساز جاودانه بشیم
    لبالب از هوس شوم شهرت و سوداش
    به رسم شاعرگی “حافظ”ترانه بشیم

    ما کلمه ی شاعرانگی داریم اما شاعرگی نه

    شمیم عشق پرید از تن شقایق شهر
    که طعم مهر نگیره لبای باد بهار
    یه اسمون پر ابرای تیره و نازا
    خزید رو تن پر عطر و نور و شاد بهار

    به نظرم این بند به کارتون صدمه وارد کرده، نبودش بیش از وجودش به کارتون کمک می کنه، به این دلیل که برخلاف بندهای دیگه، مفهوم رو خوب نرسونده. در ضمن برای رسیدن به وزن کار مجبور به استفاده از ترکیبات پشت سر هم شدید (پرعطر و نور و شاد)

    به سرو خسته که خم شد به زیر جبر خزون
    به سایه سار پر از امن نارون برگرد
    از این صدای پر از هیچ طبل تو خالی
    به سرزمین پر از نغمه ی وطن برگرد

    پر از امن درست نیست، پر از امنیت درسته

    در کل دایره واژگانتون خوبه، و به نظرم تو رسوندن مفهوم پشت پرده و موردنظرتون، موفق بودید.

    موفق باشید.

    • سلام
      درباره ی لغت شاعرگی یه توضیح میدم
      هدف خاصب داشتم از به کار بردن لغت اشتباه شاعره
      چون همونطور که میدونید شاعره یعنی شاعر زن که در زبان فارسی مذکر و مونث برای کلمات تعریف نمیشه
      منظور من از شاعرگی یعنی شاعر نبودن
      یعنی ما داریم تو راهی قدم برمیداریم که رسمیتی نداره و از بیخ و بن غلطه و نیازمند اصلاح
      از طرفی هم قضیه ی تانیث هست که ممکنه تو ذهن بعضی دوستان یه طنز و تحقیر کوچیک رو تداعی بکنه برای شاعرای امروزی مملکتمون
      به هر حال شاعرانگی دقیقا ۱۸۰ درجه با چیزی که من میخواستم بگم اختلاف داشت

      اون بند هم اگر چه ظاهرا شبیه به کل کار نیست اما زیادم دور نیست.شایدم واقعا اوردنش اشتباه بود
      بله یه مقدار دستم بسته شد تو مصراع اخر
      پر از امنو من تو یه نمونه کار دیدم که الام متاسفانه حضور ذهن ندارم
      ولی چشم تحقیق میکنم اگر اشتباه از جانب من بود حتما اصلاح میشه
      مرسی از وقتی که گذاشتید

  • سلام سپینود عزیز:)
    خوبی ؟ دلمون واست تنگید دختر!!
    لابه لای مشغله هات بیشتر کنارمون باش…
    ستاره رو تن شب خال نور میکوبه
    ولی زمین که به دنبال روشنایی نیست
    میون مردم بی اعتنا به راه بهشت
    برای نور ریاسوز ماه جایی نیست
    لایکی اجی

    • سلام مائده جان
      خوبم عزیزم.تو خوبی؟
      دوست دارم بهتون بیشتر سر بزنم اما دو چیز خیلی اذیتم میکنه
      یکی درسام که خب راه گریزی نیست ازشون
      یکی فضای اینجا که خیلی دیگه سبک شده
      و بیشتر برای تفریح دوستان اینجا حاضر میشن تا نقد و تبادل نظر
      به غیر از تعداد خیلی کمی از دوستان که در کنار روابط دوستانه به جنبه ی علمی و هنری کار هم توجه دارن
      به این دو دلیله که از هم صحبتی شما دوستای گلم خودمو محروم کردم
      انشالله تابستون با خبرای خوب برمیگردم پیشتون
      به شرط اینکه شما هم قول بدید اینجا رو باهم بسازیم و از هم چیز یاد بگیریم
      وگرنه نمیام اصرار نکن:-)
      شوخی بود.موفق باشی

  • سلام سپینود بانو عزیز
    خوشحالم بارهم میتونم ازتون یه ترانه زیبا بخونم
    منتظر ترانه های بعدیتون هستم
    موفق و موید باشید

  • سلام سپینود عزیزم ترانتونو خوندم واسم جالب بود حتما باید دو سه بار خوند ترانتو تا متوجه مفهوم کلی ترانه بشم فعلا یه بار خوندم با اجازت کپیش می کنم تا بعدا با دقت ترانتو بخونم امیدوارم که همیشه شاد باشی و سلامت عزیز دلم

    • سلام خانم وحیدی عزیز!
      منو ببخشید که انقد ترانه هام پیچ در پیچه
      وقتی یه چیزی مینویسم و به نظم ساده میاد احساس پوچی میکنم
      نمیدونم شاید دارم اشتباهی میرم
      ممنونم که سر زدید

  • سلام آبجی گلم
    شما بیشتر از سنتون می فهمید و این هم براتون خوبه و هم نه…فکر کنم یه بار پای یکی دیگه از ترانه هات این مورد رو گفته باشم…
    کارتون رو دوست داشتم و از خوانش اون صمیمانه لذت بردم…نکات خوبی رو هم دوستان بدرستی اشاره کردن…
    یه نکته رو میگم و رد میشم…دنبال پیچیده سخن گفتن توو شعر یا ترانه نباشید…با زبان ساده ترم میشه اعتراضتون رو بیان کنید…
    گل لبخند بر لبانتان جاری…انشاالله…

    • سلام برادر
      ممنون!
      برای دوستان هم توضیح دادم
      نمیدونم چرا انقد پیچیده نوشتن برام شیرینه
      البته زیادم پیچیده نباشه شاید
      سعی میکنم رفته رفته راه درستو پیدا کنم
      مرسی

  • سلام سپینود عزیزم. بعضی از قسمتای ترانه کمی تو رسوندن منظورت کند و نامطلوب عمل می کنن مثل این مصرع:تو گوش های خدا رو بگیر و فتوی کن/که نقش دست یه دنیا میون دامنمه ولی در عوض این بند خیلی زیباست و به دل می شینه:
    ستاره رو تن شب خال نور میکوبه
    ولی زمین که به دنبال روشنایی نیست
    میون مردم بی اعتنا به راه بهشت
    برای نور ریاسوز ماه جایی نیست

  • سلام سپینود خانوم
    ترانتون رو خوندم زیبا بود
    فقط شاعرگی یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ما عموما از اصطلاح شاعرانگی استفاده میکنیم به شخصه شاعرگی نشنیده بودم
    موفق باشی نا امیدی ممنوع

  • سلام بر سپینود عزیز خوشحالم که بازم ازتون ترانه خوندم .. حرف و گفتگوی ترانه تون بسیار به دل نشست موفق باشید و ممنون از احساس زیباتون.

  • سلام سپینود عزیز
    کار جاهای خوبی داره
    موفق باشی

  • سلام
    خوبینن
    شرمنده بابت اون حرفام شما درست میگفتین
    این شعرتون واقعا چسبید عالی بود بدون هیج عیب نقص
    موفق باشید

  • سلام و درود.
    کار بسیار زیبایی بود ولی من بیستر میگم شعر خوبی بود و از ترانه فاصله داشت و مملو بود از تصویرسازی های شاعرانه که مختص شعره بیشتر تا ترانه.
    موفق باشید

  • سلام خوب بود دوست عزیز و معلومه اطرافت را شناختی و میتونی به زبون شعر بیاری….منتظر کارهای بهترت هستم………. موفق باشی و سربلند…

  • سلام و درود بر شما بانو ….
    ترانه ی زیبایی بود ….من از خوندنش لذت بردم ….
    دوست داشتنی هستند سروده های شما ….
    موفق باشید

  • سلام…نکته های پنهان…آفرین….بسیار زیبا