داره توو در‌ّه میاُفته ….

من این دنیا رو میبینم و آدمها که داغونن
پدر هایی که شرمندن ؛ میخوان اما نمیتونن
من این دنیا رو میبینم که هر گوشش پر از رنجه
نوازش مُردِ این روزا ؛ رو صورت میکشن پنجه
من این دنیا رو میبینم ‌؛ همه خالی از احساسن
به جایی که بگیرن دست ؛ رو مُرده ؛ اسب میتازن
تو هم میبینی این روزا؛ دیگه انسانیت مرده
و هر موقعیتی بوده یکی خورده ؛ یکی بُرده
نمیفهمن که مجبورن یه روزی باز ؛ برگردن
ولی امروز نامردا تو شهر ما ؛‌همه مَردن
ولی سخته تو میفهمی منم میبینم این جا رو
یه دریا عشق آلودست ؛‌تو هم میبینی دریا رو
نه میشه دل به دریا زد ؛ نه میشه از همه رد شد
مثِ رودخونه میمونیم که آخر؛ رو به روش سَد شد
من و تو مثل هم هستیم توو این دنیایِ‌ آشفته
خدا دنیا رو میبینی ؛‌ داره توو درّه میاُفته
کیوان حریری

۵۳۲
۲۰

  • جالب بود
    موفق باشید

  • سلام آقای اخوان حریری
    از خوندن ترانتون بسیار لذت بردم لذت به خاطر اینکه واقعیتها رو بیان کردین
    سخت باهاتون همدردم ممنونم که حس و حال و افکار این روزای منو نوشتین
    ولی امروز نامردا تو شهر ما ، همه مردن . احسنت .

  • سلام
    ترانه ت موضوع خوبی داشت
    «پدر هایی که شرمندن ؛ میخوان اما نمیتونن» پدرهای شرمنده خیلی چیزارو میخوان اما نمیتونن به نظر من اگه می گفتی که چه چیزی رو می خوان و نمی تونن بهتر بود یه چیز دیگه هم این که «رو صورت میکشن پنجه» که منظورت احتمالا ناخن کشیدن روی صورت بوده درست مفهوم را نمی رسونه
    موفق باشید

    • با سلام دوست عزیز ممنون از نظرتون
      باید عرض کنم که قاعدتا زمانی که مخاطب این ترانه رو شروع به خواندن میکنه و با فضای ابتدایی کار آشنا میشه که مبنای سختی های زندگیست مسلما در مورد پدرهایی است که خواهان راحتی و خوشی هستند وگرنه هر شخصی متوجه میشه که ممکنه یه پدر مواد مخدر بخواد یا تفریح شخصی بخواد یا ماشین بخواد یا بخواد چک فرداشو پاس کنه ولی موضوع که مشخص هس نیازی به توضیح اضافه در مورد خواستن نیست چرا چون این باعث همزاد پنداری خواهد شد و بنده دوست ندارم که به مخاطب خط بدم نکته ی بعدی در مورد پنجه کشیدن بود در ادبیات قدیم ((خنج کشیدن داشتیم )) و بعدها ه پنجه کشیدن ختم شد که استعاره هستش از کشیدن ناخن بر روی صورت این یک آرایه ی ادبی است اگر دایره ی مطالعه ادبیات یا شعر کلاسیکتون رو تقویت کنید این مشکل برطرف خواهد شد باز هم از وقتی که گذاشتین سپاس گذارم

  • موفق و برقرار باشی لذت بردم

  • سلام
    یه پیشنهاد دوستانه اگر میخواید ترانتون به دل عامه بشینه هرگز ترانتون رو تاریک مطلق ترسیم نکنید
    همیشه ترانه های رو به امید و روشنی ماندگار ترند
    ضمنا فضای دنیای ماهم انقدرا هم شما فرمودین سیاه و تاریک نیستااا :)
    موفق باشید

    • سلام ممنون از نظرتون ولی چند نکته رو لازم میدونم بیان کنم در ابتدا اینکه همیشه یک اثر مطلقا بیانگر فضای کل یک جامعه و همه افراد نیست یک اثر هنری بیشتر دیدگاه خالق اثر در موقعیت های خاص و یا حتی عام میباشد پس اگر دیدگاه من با دیدگاه شما در یک زمانی و در یک مرحله با شما متفاوت است دلیل این نیست که حتما برای شما یا دیگران اینطور باشد نکته دوم اینکه من آثای رو مینویسم سعی کردم اگر سیاهی مینویسم از سفیدی هم بنویسم چون دنیا خاکستری است نکته ی بعدی اینکه این نقد شما دیدگاهی است که اصولا به هنرمندان حوزه ی سینمای اختصاص پیدا کرده مخصوصا افرادی که محکوم به انعکاس سیاه نمایی در جامعه امروز ایران میشوند ولی عقیده من نه به این سیاه نمایست نه به گلستان بودن اما زمانی که به شخصه برداشتی از موقعیتی داشته باشم بدون سانسور مینویسم و چون با دوستان ارشاد در رابطه هستم هیچگاه هم به سیاه نمایی مطلق محکوم نشدم اما وظیفه ی خودم میدونم اگر نقطه ی سیاهی هرچند کوچک در کاغد زندگی امروز و اطرافم دیدم بیان کنم و نکته ی آخر اینکه مخاطب عام برای بنده بسیار قابل احترام هست ولی اصولا از ابتدای کارم مبنای نوشتن رو برای دوست داشتن عام قرار ندادم و سعی داشتم عقاید خودم و دیدگاه و حتی در صورت توان سبک خودم را داشته باشم ترجیه بنده به این هست که با احترام به مخاطب عام ولی مخاطب خاص خودم را داشته باشم باز هم ممنون موفق و پایدار باشید

    • منظورت چیه رضا؟ یعنی این همه ظلم و جنایت رو که تو دنیا میشه این همه فقر و گرسنگی…این ها سیاه و تاریک نیست..
      وقتی یه گروهی مث داعش به اسم اسلام صدتا صدتا گردن میزنه..وقتی یکی از گشنگی تو آفریقا و یا هرجا میمیره..این همه جنگ واسه مذهب و قدرت..همش کشتار و ترور…این همه گرانی…دنیای تاریکیه..ما انسان ها تاریکش کردیم..

  • سلام کیوان عزیز
    کار تلخ و زیبایی بود و خلاقانه.
    قسمت اسب میتازن که احتمالا منظورتون میتازونن و به واسطه وزن کار طبیعتا اینجوری نوشتید و اگه بتونید یه جوری اصلاح کنید بهتر میشه.
    موفق باشی دوست من.

    • سلام محمد عزیز
      واقعیتش من به این نکته توجه نکرده بودم شاید به صورت ناخودآگاه به خاطر گویش اصفهانی دچار لهجه در ترانه شدم چون در اصفهان خیلی میتازن در اصطلاحات استفاده میشه ولی اگر صحیح نیست بروی چشم ممنون از وقت و دقتی که گذاشتی

      • میتازن فک نکنم ایراد باشه

  • سلام کیوان عزیزم
    کار زیبا و جالبی بود…حرفای زیادی واسه گفتن داشت…کارت رو دوست داشتم…

  • سلام کیوان جان…ترانه فوق العاده خوبی بود..مث یه تلنگره واسه خودش…ادمای دورو و ریا کار..دوست هایی که بدتر از دشمنن..
    سبز باشی کاکو

  • سلام آقای دکتر اخوان
    جناب لذت بردم بسیار زیبا بود
    حرف های تلخ و واقعی
    موفق باشید و نا امیدی ممنوع

    • سلام جناب یاری خوشحالم که مورد پسندتون قرار گرفته
      در پاسخ به جمله ی آخرتون که فرمودین نا امیدی ممنوع در شعر قبلی یا دوتا قبلی دقیق یادم نیست در آخر ترانم نوشتم
      : حرف من نه اینکه نا امیدیه
      یا فقط گلایه از خدا باشه
      اگه زندگی شده یه امتحان
      نباید واسه جوابا جا باشه!
      باز هم ممنون