فاتح مغلوب!!؟

میون رفتن و موندن توو یه دوراهی درگیرم
میخوام نابود بشه عشقم توو این نبرد میمیرم
تو رو یادم میره گاهی ولی دوباره آشوبم
چقد بردم،شکست خوردم یه فاتحم یه مغلوبم
یقین دارم که دیوونم چجور تحملم کردی؟؟؟
تو رو ذوب کرده رفتارم نشون میدی که بی دردی
مثه فواره شد دنیام که با اوجم سقوط کردم
یه عمر از رویاهات گفتی منم فقط سکوت کردم*
همینجا هستی و بازم یکی کنارت تنها شد
من از مردی بهت میگم که پایتخت واسه غمها شد
تضاد همه وجودم رو به زیره سیطرش داره
دلیلش رو نخواه از من جوابی نیس دراینباره
نبودت رو با خوشبختیت برات معاوضه کردم
واسه رفتنت از پیشم چه سخت مبارزه کردم

۶۴۵
۷

  • سلام آقای قربان پور اولین کاریه که ازتون خوندم و واقعا به نظرم زیبا بود و بدون نقص بهتون تبریک میگم
    منتظر ترانه های بعدی هم هستم

  • سلام محمد عزیز.
    اولین ترانه ای هست که ازت میخونم . با وجود سن کمی که داری خوب می نویسی . قافیه های بسیار عالی ای بکار بردی اما متاسفانه وزن کارت در بعضی جاها خوب پرداخته نشده. میتونی با یه ویرایش منطقی یه کار روون و زیباتر و دلنشین تر ارائه بدی
    برات آرزوی موفقیت میکنم دوست خوبم

    • سلام خانم عباس زاده.از لطفتون ممنونم.خوشحال میشدم جاهایی که دچاره گیره وزنی شده رو میگفتین

      • مثلا در این بیت : همینجا هستی و بازم یکی کنارت تنها شد
        من از مردی بهت میگم که پایتخت واسه غمها شد
        اگه به این شکل ویرایش بشه روونتر میشه : همینجا هستی و بازم یکی پیش تو تنها شد /من از مردی میگم که پایتخت کل غمها شد
        یا در این بیت : نبودت رو با خوشبختیت برات معاوضه کردم
        واسه رفتنت از پیشم چه سخت مبارزه کردم
        نبودت رو با خوشبختیت ، چه سخت تعویض میکردم !
        مثه اینکه بهارو یک دفعه پاییز میکردم
        البته اینها تنها مثالهایی بود که به ذهن من رسید ، مسلما خودت که راوی این حکایتی بهتر میتونی جایگزینهای مناسبتری پیدا کنی

      • سلام خانم عباس زاده.ممنونم از لطفتون

  • سلام محمد عزیز.
    به آکادمی خوش اومدی. با ارزوی بهترین ها برای شما.
    موفق باشی

    فقط این قسمت…من از مردی بهت میگم که پایتخت واسه غمها شد
    کلمه واسه رو حذف کنی نه تنها آسیبی به کارت نمیزنه که روونتر هم میشه.