گوش ماهی

چقد تاریکه این سلول توو در توو
یه دیوار بلنده بین ما انگار
تو سر روو آجرای کهنه میذاری
تو رو بو میکشم از پشت این دیوار

تو میتونستی این دیوار و برداری
تویی که دست تنها کوه میکندی
نمیدونم هنوزم مثل اون روزا
روی این اسب زخمی شرط میبندی؟

یه خونه با تو میسازم توو رؤیام و
من از تو بوسه های تازه میگیرم
واسه قابِ درِ این کلبه ی چوبی
فقط قدّ تو رو اندازه میگیرم…

تو باشی هیچ کاری غیرممکن نیست
بهشتم(بهشت هم) میشه گاهی روو زمین باشه
واسه اینکه بمونی، باید این خونه
یه خونه ، وسطِ میدون مین باشه

مراقب باش! این سیاره از شیشه است…
مبادا راه میری ، زخم برداری
چشای تو اگه تَر باشه میمیرم
روی این نقطه-ضعفم دست میذاری

تو میری…مرگ برمیگرده سمت من
تو برمیگردی و مرگ از شبم میره
شاید جایی کسی یاد تو افتاده…
که داره قلبم اینجا درد میگیره

همیشه بین ما سوء تفاهم هست…!
همیشه، حرف آخر ، معذرت خواهی…
ولی قهر من و تو سخت، کوتاهه
یه چیزی مثل قهر موج و گوش-ماهی

یه روزی میرسه شاید همین فردا
که با هم ، زیر نور ماه میشینیم
ولی هر شب ، من و تو همزمان با هم
یه دیوار بلند و خواب میبینیم…

تیر ماه ۱۳۹۳

۱٫۱ K
۸۹

درباره‌ی nassim beyranvand

وقتی دلت گریه بخواهد ، گم نمیشوی...تا پلک روی هم بگذاری درها باز میشوند..تا پلک روی هم بگذاری پیدایت میکنند..درها احمق ترین مخلوقات انسان هستند..درها نمیفهمند گریه، زنیست که دکمه هایش را نبسته...گریه، زنی برهنه است که میخواهد تنها باشد..."نسیم بیرانوند"
عضویت

  • سلام نسیم
    کار قدیمی ولی سرشار از احساس بود عزیزم مخصوصا دوبند آخرش رو بابغض خوندم
    میدونم دوس داری نقد بشی ولی فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه کامنتای بچه هارو که خوندم شاید بازم برگشتم!
    مراقب شمعدانی هایت باش…
    اردیبهشت…
    ماه عاشقی های بی ملاحظه ست….
    راستی میدونستی چقد دوستت دارم؟

    • مائده جان سلام…چرا بغض؟! من دوست دارم همیشه همینطور پر انرژی باشی:)
      ممنون که اینجا رو با عشق میخونی…
      بابت کامنتت ممنونم…
      منم همینطور…تو خیلی دوست داشتنی هستی میدونستی؟!

  • سلام و درود نسیم بانو
    خیلی قشنگ بود ترانتون،مثه همیشه لذت بزدم از خوندنش
    قلمتون نویسا، برقرار باشید :)

  • سلام نسیم جان
    ترانت بسیار زیبا و با احساس بود احسنت.

    • ناهید جان سلام…
      تو همیشه به خزعبلات من لطف داشتی:)
      حضورت برکته عزیز:)

      • خواهش می کنم این چه حرفیه عزیزم ترانه هات واقعا دلنسینن

      • معذرت می خوام دستم خورد ارسال شد
        ترانه هات واقعا دلنشینن .وقتی آقای مقدم اینجور تعریف می کنن پس حتما عالیه چون استاد با کسی
        تعارف ندارن .

      • ناهید جان! کاش دستت همیشه اشتباهی به گزینه ی ارسال بخوره تا من بیشتر اسم قشنگ تو رو اینجا ببینم:)))
        هم ایشون و هم شما به من محبت دارین…بعضی وقتا کلمه ها رو گم میکنم…کلمه هایی که قدرت انتقال شرمندگی منو داشته باشن…
        منو شرمنده ی محبتتون میکنید(گل)

      • عزیزمی:-*

  • درود بانو
    نتونستم بیتی رو به عنوان بهترین انتخاب کنم
    و این یعنی کارتون عالی بوده
    پس فقط باید بگم تبریک بابت این اخساس شاعرانه و قشنگ
    خوشحالم که هستید

  • سلام خانم بیرانوند…
    خانم من چیزی نمیگم…خخخخخخ
    فقط یه سوال؟چرا این ترانه اینقدر عالیه؟
    یه سوال دیگه؟چرا تصویر هر بیت سریع توو ذهن من اومد؟
    یه سوال دیگه هم دارم که با علامت تعجب بیانش میکنم!
    شما فوق العاده اید…………

    دوست دارم بابت این حس فوق العاده ای که شعرتون بهم داد ۲ بیت که خودم گفتمو بهتون تقدیم کنم….جسارتمو ببخشید…

    توو دریایِ چشات موجی عجیبه
    منُ غرق میکنه تا رو به رومی
    همیشه خواستم اینجوری بمیرم
    تو باید تا ابد قاتل بمونی

    میخوام تو قاتلِ این مرد باشی
    با دستِ تو بمیرم عادلانست
    میخوام فیلمی بسازم تویِ چشمات
    که موضوعش جنایی_عاشقانست

    تبریک میگم بابت ترانه فوق العادتون…
    بیشتر از این موفق باشید

    • سلام :) کامنت شما رو وقتی اولین بار خوندم خیلی برام جالب بود و خنده ام گرفت! چون سؤالها رو به سبک خودتون پرسیده بودین که البته منشأ این پرسشها توو زلالی قلب شماست…وگرنه چیز خاصی اینجا پیدا نمیشه!
      جواب سه سوال اولتون: چون با احساس “خودتون”درک کردین این ترانه رو و با ذهن خودتون این تصویرها رو خلق کردین…گاهی وقتها یه منظره ی طبیعی به اندازه ی تخیل نقاشش زیبا نبوده و این طبع لطیف و قوه ی تخیل نقاش بوده که منظره رو رویایی کرده…
      لحنتون خیلی پر انرژی بود…من ازش انرژی گرفتم…امیدوارم همیشه شاد و پرانرژی باشید.
      این بیت منو میخکوب کرد:
      میخوام فیلمی بسازم توی چشمات
      که موضوعش جنایی -عاشقانه است…
      فوق العاده زیبا…ممنون:)

      • چشماتون زیبا دیده..
        ۱درصد از زیبایی ابیات شماروهم نداره..
        تاکید میکنم این ترانه فوق العاده بود..
        موفق باشید

      • اختیار دارید…این نهایت فروتنی شماست…حرفهای شما توی ترانه هاتون خیلی نو و غافلگیرکننده است…
        یه نکته: گفتم خنده ام گرفت منظورم این بود که طنزی که توی کلام شماست باعث سرزندگی آدم میشه و آدم رو از غم ها دور میکنه:) باعث میشه که از فضای جدی کامنتها فاصله بگیرم! این خیلی مثبته… امیدوارم سوء تفاهم نشده باشه:)
        بازم ممنون:)

  • چقد کارتونو دوس داشتم … خیلی تصاویر نابی داره و ارتباط طولی خیلی خوب رعایت شده …قطعا تعریف لازم ندارید چیزایی که به نظرم می رسه می گم …البته ممکنه اشتباه کنم چون کلا ضریب خطام همیشه زیاده ….
    تو سر روو آجرای کهنه میذاری—-> وجود *تو* اذیتم می کنه چون لازم نیست. به جاش رای مفعولی نیازه …. سرو(سر را) روو آجرای کهنه می ذاری
    تو رو بو میکشم از پشت این دیوار—–>چقدر زیباست دلم نیومد نگم
    تو میتونستی این دیوار و برداری—->واژه دیوار زیادی تکرار شده …تکرار زشت اتفاق افتاده در صورتی که می شد استعاره دیوار رو که از جدایی هست رو به شکلی دیگه بیان کرد و کارو غنی تر کرد ….تازه مشکل تو می تونستی که *تو* واسه وزن هست رو هم می تونستی با آوردن واژه ای دیگه (به جا دیوار)برطرف کنی….

    روی این اسب زخمی شرط میبندی؟—>این اسب زخمی وصله نمی خوره به بند …چون نیاز به مراعات داره … تازه *این* بدترشم کرده

    واسه اینکه بمونی، باید این خونه
    یه خونه ، وسطِ میدون مین باشه
    به نظرتون اگه بگین باید این خونه وسطِ میدونِ مین باشه تغییری ایجاد می کنه تو معنی!؟می شد غنی ترش کرد به نظرم یه جورایی اگه سختگیرانه نگاه کنیم یه خونه مصرع دوم اضافیه …تازه از تکرار بیش از حد خونه هم جلو گیری می شه …
    تو میری…مرگ برمیگرده سمت من
    تو برمیگردی و مرگ از شبم میره
    به نظرم یه چیزی تو این مایه ها واسه حذف *تو* اضافی..
    میری و مرگ بر می گرده سمت من
    برمی گردی و مرگم(هم) از شبم می ره

    یه چیزی مثل قهر موج و گوش-ماهی—->یه چیزی *یه* نمی خواد … مثلا*چیزی که مثل قهر موج و گوش ماهی*
    یه روزی میرسه شاید همین فردا—->*یه روزی* —>یه روزم می رسه شاید همین فردا … فقط پیشنهاده … چون آوایی هم بهتر می شه و *م* خودشو نشون می ده تو مصرع…
    باز هم می گم …ممکنه اشتباه کنم … قطعا هم تو تجربه هم از لحاظ زیبایی کارهاتون شما استادی و من شاگرد …موفق که هستی موفق تر ببینمت ….

    • آقای سرمدیان عزیز متشکر از این همه بزرگواری و این همه وقت و انرژی که برای ترانه ی من گذاشتین…
      سر و روو آجرای کهنه میذاری
      چرا به فکر خودم نرسیده بود این؟! بله من حتما “تو” رو اونجا حذف میکنم.ممنونم:)
      ولی در رابطه با مصرع بعدی:”راستش یه جاهایی مخصوصا از “تو” استفاده میکنم…چون میخوام علاوه بر پر شدن وزن ، به کسی که توو ترانه ام زندگی میکنه قدرتش رو یادآوری کنم…مثلا توو جمله ی “تو میتونی” به نظر میاد که تو حشوه…میتونی خودش به تنهایی بار یه جمله رو به دوش میکشه…اما اگه به کسی که داره از کوه بالا میره و خسته شده اگه بگن:”میتونی. ..برو…” زیاد تاثیر نداره روو ش…اما وقتی “تو” رو بهش اضافه میکنن قدرت درونی خودش رو یاد خودش میارن و اون آدم، انرژی میگیره.این مصرع ،دقیقا همون جمله ی تو میتونی هستش…پیشنهاد میکنم امتحان کنید…چه اشکال داره؟ مهم اینه که قدرت به مصرعتون میده…
      دیوار رو دیگه به بزرگی خودتون ببخشید:)) آره حق با شماست:) ولی خب چیزی پیدا نکردم..قفس و اینا کهنه تر بودند از لحاظ تاریخچه ی کاربرد! مجبور بودم! :) اما حق با شماست…چشم…توو ترانه های بعد، ازش فاکتور میگیرم….
      راستش آقای سرمدیان من کلا پوست ترانه هام و میکنم! کلی مصرعها رو ویران میکنم و دوباره واژه به واژه میچینمشون…این مصرع که بهش اشاره کرده بودین برمیگرده به ضرب المثل “روی اسب مرده شرط بستن” ..با خودم فکر کردم چون ضرب المثله نیازی به مراعات نداره…اما اگه ضرب المثل نبود حتما قبلش مقدمه ای می آوردم در رابطه با شرط بندی…اما به جای “اسب مرده” گفتم “اسب زخمی” چون توو ترانه به این عشق هنوز امیدوار بودم و دوست نداشتم شرط بستن روی این عشق، به ورشکستگی بیانجامه…
      نه!! موج و گوش ماهی رو خراب نکنید لطفا!! وزن و معناش اینجوری که شما پیشنها کردین کاملا نابود میشه…!
      منظورم این بوده که قهر که میکنیم زود به هم برمیگردیم..،دیدین موج خشمگین، گوش ماهی رو توو ساحل میاره و رهاش میکنه و میره، ولی دلش نمیاد تنها باشه و زود برمیگرده و دوباره توو آغوشش میگیره! منظورم همون بود!
      “*یه*چیزی توو این مایه ها!” => تا حالا این جمله رو حتما هزاران بار شنیدین…اگه “یه” حذف بشه، مفهوم کلا از بین میره!
      +آقای سرمدیان ممنون که وقت گذاشتین…از بعضی نکات که فرمودین حتما استفاده میکنم…کمک بودین…یک دنیا سپاس :)

      • +”یه روزم میرسه…”
        این یکی از پیشنهاد های خوب شما بود…استفاده میکنم ازش…
        بسیار عالی:)

      • با سلام…در مورد تاثیر آوایی “یه روزم میرسه” به جای “یه روزی میرسه” میشه بیشتر توضیح بدید چون از نظر من عوض کردنش تاثیر منفی میذاره زمانی که دو تا حرف مشابه پشت سر هم قرار میگیرن ادا کردنشان سخت تر میشه

      • سلام.ممنونم
        به نظر من اصلا این طور نیست:)

      • آقای صالحی..ندیدم کار بچه ها رو نقد کنید با اینکه اومدین آکادمی که نقد بشین…یا نکنه نیومدین که نقد بشین؟!
        امیدوارم کامنتها یا پاسخهای کوتاهتون به شخصیت کم حرفتون برگرده…

      • و دلیل خاصی نداشته باشه!

  • سلام خواهر گلم
    کار بسیار زیبایی بود…لذت بردم…آفرین….

    • سلام آقای بهاری بزرگوار….شما از اولین ترانه با من همراه بودین و من محبتتون رو فراموش نمیکنم…
      خیلی خیلی سپاس.
      در اولین فرصت ، تازه های شما و بقیه ی دوستان رو با افتخار میخونم :)
      باز هم ممنون.

  • سلام نسیم جان. از این سبک ترانه ها واقعا لذت می برم. پراز لطافتای مرسوم توی شعره که شما شاعرا وارد دنیای ترانه کردید. شاید یه مقدار روی جنبه اجرایی کار تاثیر منفی داشته باشه اینهمه تصویر سازی ولی روی کاغذ بیشترین لذت رو به مخاطب میرسونه. برعکس خیلی از ترانه های کاملا اجرایی روی کاغذ حرفی برای گفتن ندارن. این ترانه ها از روزبه بمانی هستن. مقایسه کن با ترانه خودت و ببین اصلا توان رو در رویی دارن؟
    عشق تو همه رویا و احساسمه
    با منی توی تنم
    این منم که پُر از احساسته تنم
    واسه تو پرپر می‌زنم
    عشق من این منم
    عشق من هر نفس بی‌هوا با منی
    عشق من،من بَرات می‌میرم
    عشق پاک واسه من تنها قانونمه
    نمی‌ذارم اَزم بگیرن
    با منی توی تنم،اسم تو اسم شبم
    نمی‌افته از رو لبم،عاشق این تَبم
    این هم یه ترانه دیگه از ایشون:
    من واسه تو زندگیمو دادم،واسه قلبی که بردی،واسه چیزی که در تو دیدم
    تو جای من حتی قد یه لحظه نبودی تا بفهمی بدون تو من چی کشیدم
    نیستی ببینی فکرت با من چه کرده،تمام خاطراتت واسم هر لحظه درده
    نیستی ببینی چه‌جوری تو عذابم،نشد بعد تو حتی یه شب آروم بخوابم
    من عاشقم تو با منی تا لحظه‌ای که دلم با تو باشه
    من راضی‌ام سهم من از تو گاهی همین بغض و این گریه‌‌ها شه
    در مورد جزییات ترانه خودت خصوصی و سر فرصت مفصل صحبت می کنیم. شاد و سربلند باشی عزیزم.

    • انیس جان سلام….یک دنیا ممنونم ازت:) در رابطه با پیشنهادهات و ترانه سرایی که بهم معرفی کردی برای خوندن، یه ایمیل فرستادم که البته توو ایمیل ازت فرصت خواستم که راجع به اون کارها و اون پیشنهادهایی که در جهت تقویت کارهام دادی فکر کنم بعد پاسخ بدم…چون خیلی حرفهات و راهنماییهای ادبی تو برام نو بود…نیاز داشت به فکر کردن..اما در ارتباط با روزبه بمانی…
      کارهای روزبه بمانی رو خیلی قبلتر دوست داشتم…خیلی قبل تر از حالا…یعنی قبل از اینکه کارهای چیپ و کم ارزش تری ازش بخونم…دوستش داشتم چون فقط کارهای شسته رفته و پشت ویترینی ازش خونده بودم…روزبه بمانی خیلی قدرتمنده ها! یعنی اینو میگم دلیل این نیست که ارزش کلی ترانه سراییش رو زیر سوال ببرم…اما دیگه برام اسطوره نیست…چون به نظرم بیشتر از کیفیت دنبال کمیت هستش…دنبال اینه که ترانه سرای پرکاری باشه تا یه ترانه سرای نامبر وان….وقتی هدفهای یه ترانه سرا از “فوق العاده بودن” به سمت “پرکار بودن” کوچ میکنن، تنها چیزی که در پایان زندگی هنریش براش می مونه یه کلکسیون بزرگ از کارهای کم کیفیت یا حتی بی کیفیته…اما کارهای استاد ایرج جنتی عطایی رو خیلی دوست دارم…همینطور آقای افشین مقدم که هر بار ترانه ای ازش خوندم با دهان باز خوندم! یه مثال: توو بازار لوازم آرایشی بهداشتی همیشه مارکهایی پیدا میشن که از لحاظ کیفیت حیرت انگیزند…اهداف سازندگان این محصولات بعد از شهرت، از کیفیت مداری به سمت کمیت مداری کوچ میکنه…و در نهایت بعد از تثبیت تقاضا برای محصولات با کیفیت، از کیفیت کم میکنن و به تعداد محصولات اضافه میکنند(کمیت گرایی) …این دقیقا همون کاریه که بعضی ترانه سراهای بنام و مشهور دارن میکنن.به قول تو توو اجرا زیبا هم از آب درمیان(شاید این زیبایی به خاطر کار کردن با تاپ ترین گروه های موسیقی باشه)
      اما در رابطه با کار:حق با توئه…:) توو اجرا این تصویرسازیها کاربرد نداره…ترانه هایی که خیلی صنایع ادبی توش به کار رفته توو اجرا به چشم نمیان، حداقل نه به اندازه ی وقتی که توی یه کتاب پیداشون میکنیم…اما ترانه ای که خوندی حاصل توهمات شبانه ی شاعرانه ای بود که چیز زیادی برای گفتن نداشت اما این شانس و داشت که دوستان خوب آکادمی بخوننش…
      ممنون بابت وقتی که گذاشتی…ممنون بابت محبتی که داری:) ممنون(گل)

  • تو میتونستی این دیوار و برداری
    تویی که دست تنها کوه میکندی
    نمیدونم هنوزم مثل اون روزا
    روی این اسب زخمی شرط میبندی؟

    عالی بود عزیز نازنینم
    سرشار از احساس و عشق!
    افرین

  • سلام نسیم عزیز
    کارتون رو واقعا دوست داشتم
    زیبا بود
    مرسی

  • سلام و درود بی کران.
    کار فوق العاده ای بود و فقط باید تبریک گفت به این همه خلاقیت و هنر. آفررین. مثل همیشه عالی

    یه خونه با تو میسازم توو رؤیام و
    من از تو بوسه های تازه میگیرم
    واسه قابِ درِ این کلبه ی چوبی
    فقط قدّ تو رو اندازه میگیرم…

    موفق باشید و سبز.

    • سلام و سپاس…
      آقای قاسمی من امروز خیلی ترانه های فوق العاده ای خوندم…شما جزو بهترینها بودین توو این لیست..
      ممنون از تعریفتون…اینکه این کار ناقابل رو دوست داشتین باعث افتخاره:)

  • کار نسبتا خوب و با احساسی بود
    توی بعضی بندها خوب کار کردید و جالب بود
    اما یکی دو نکته:
    سلول تو در تو؟؟!! دالان یا راهروی توو در توو بنده معمولا شنیده بودم اما سلول؟!

    بند دوم کار خوب و جالب بود.

    واسه قابِ درِ این کلبه ی چوبی
    فقط قدّ تو رو اندازه میگیرم… >>>> جالب بود این قسمت

    تو باشی هیچ کاری غیرممکن نیست
    بهشتم(بهشت هم) میشه گاهی روو زمین باشه
    واسه اینکه بمونی، باید این خونه
    یه خونه ، وسطِ میدون مین باشه>>> چرا وسط میدون مین؟! برای این که از دستش ندی؟!
    موندن اجباری ؟! به نظر بنده خیلی تصویرسازی جالب و متناسب با موندن( اگه منظورتون این بود) نیست.

    مراقب باش! این سیاره از شیشه است…
    مبادا راه میری ، زخم برداری
    چشای تو اگه تَر باشه میمیرم
    روی این نقطه-ضعفم دست میذاری>>> کلا متوجه حرفها و تصویرسازی ها و کنایه هایی توی
    این بند زدید نشدم. سیاره از شیشه؟!!!
    اگه از کار هم حذف بشه هیچ ضربه ای به کار نمیزنه و به نظرم از کار جدا هست.

    تو میری…مرگ برمیگرده سمت من
    تو برمیگردی و مرگ از شبم میره>>> متوجه این رفتن و برگشتن نشدم. دنبال چه هدفی بودید؟
    نکته دوم: مرگ از شبم میره؟!! یعنی چی؟ حالا چرا از شبتون؟!

    بند ماقبل آخر خوب و تناسب خوبی داشت.
    پایان بندی کار رو هم خوب انجام دادید. آوردن دوباره اون “دیوار” و اشاره به ابتدای کار .

    انشالله به امید بهترینها
    موفق باشید.

    • سلام…ممنون از محبتتون..توضیحاتی که برای جناب سکوت بزرگوار نوشتم رو حتما بخونید…جواب سوال اول شما اونجاست..تو در تو:اشاره به نظریه جهان تو در تو داره.و برای واضح شدن تصویر، براشون مثال جعبه های کادو رو زدم..
      ممنون…راجع ره اون مصرع میدون مین:”یه جور طنز توو اون قسمت هستش که عمدا به کار بردم…خب من دارم راجع به یک احساس دوطرفه حرف میزنم و مطمئنا برای نگه داشتنش نیازی به اسلحه و مین نیست!! ولی خواستم استفاده کنم از این تصویر چون خودم دوستش داشتم و کسی قبلا استفاده نکرده بود..حیفم اومد اینجا نیارمش:-)
      شیاره ی شیشه ای(رجوع به کامنت آقای سکوت!)
      ممنونم.با این که انتقاد پذیرم اما حذفش نمیکنم چون اینجا پای سلیقه در میونه و وقتی بحث تخصصی نباشه و سلیقه ای باشه سلیقه ی خالق ترانه ارجحیت داره…عذر میخوام چون من خودم واقعا اون تصویر رو دوست دارم و ایراد فنی نداره:)

      تو میری مرگ برمیگرده سمت من..یعنی رابطه ی زنده ماندن من یا همان” امید” با حضور معشوق جایی همین نزدیکی…نمیدونم چطور دیگه باید توضیح داد:))
      چرا از شب؟؟؟؟؟؟ این ایراد ایراد فنی نیست دوست من…کاش فنی تر نقد کنیم…شب نماد ناامیدی و تاریکی درون هستش دیگه…یعنی ناامیدی مطلق که بعد از رفتن معشوق دنیای ما رو در آغوش میگیره…:))
      ممنون که وقت گذاشتین..لطف کردین دوست عزیز…
      موفق باشید.

  • سلام خانم بیرانوند … ترانه ی خیلی قشنگیه … همیشه از کلمات تو دل برو استفاده می کنید … موفق تر باشید

  • درود بانو نسیم چه ترانه زیبایی سرودید پر از تصاویر بکر احسنت
    چقد تاریکه این سلول توو در توو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلول تو در تو فکر نمیکنم درست باشه سلول یک اتاق ساده اس به خاطر سادگیش بهش میگن سلول
    یه دیوار بلنده بین ما انگار
    تو سر روو آجرای کهنه میذاری
    تو رو بو میکشم از پشت این دیوار خیلی این مصرع عالی بود
    تو میتونستی این دیوار و برداری
    تویی که دست تنها کوه میکندی
    نمیدونم هنوزم مثل اون روزا
    روی این اسب زخمی شرط میبندی؟ ارتباط کوه کن با شرط بند رو نفهمیدم و اسب و دیوار تصاویر عالی ساختین ولی این بند ارتباط نداره
    یه خونه با تو میسازم توو رؤیام و
    من از تو بوسه های تازه میگیرم
    واسه قابِ درِ این کلبه ی چوبی
    فقط قدّ تو رو اندازه میگیرم… بالاخره نفهمیدیم خونه میسازی یا کلبه نکته بعد اینکه قاب دری که اندازه معشوق باشه دیگه کسی نمیتونه ازش توو بیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی جالب نبود به نظرم
    تو باشی هیچ کاری غیرممکن نیست
    بهشتم(بهشت هم) میشه گاهی روو زمین باشه
    واسه اینکه بمونی، باید این خونه
    یه خونه ، وسطِ میدون مین باشه میدون مین توو بهشت چکار میکنه و این چه عشقیه که به زور مین میخوای نگهش داری ؟؟؟؟؟؟؟
    مراقب باش! این سیاره از شیشه است…؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کدوم سیاره؟؟؟؟؟؟
    مبادا راه میری ، زخم برداری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رو شیشه کشی زخم بر نمیداره روو خرده شیشه زخمی میشه شیشه نماد زخم کردن نیست
    چشای تو اگه تَر باشه میمیرم
    روی این نقطه-ضعفم دست میذاری
    تو میری…مرگ برمیگرده سمت من
    تو برمیگردی و مرگ از شبم میره
    شاید جایی کسی یاد تو افتاده…
    که داره قلبم اینجا درد میگیره این بند رو خیلی دوست داشتم
    همیشه بین ما سوء تفاهم هست…!
    همیشه، حرف آخر ، معذرت خواهی…
    ولی قهر من و تو سخت، کوتاهه
    یه چیزی مثل قهر موج و گوش-ماهی این بند خیلی عالی بود ولی کلا با ترانه ات بی ارتباط بود به نظرم یعنی بود و نبود این بند از موضوع ترانه چیزی کم نمیکنه
    یه روزی میرسه شاید همین فردا
    که با هم ، زیر نور ماه میشینیم
    ولی هر شب ، من و تو همزمان با هم
    یه دیوار بلند و خواب میبینیم… چرا خواب دیوار میبینید؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه دیواری هست دیگه خوابشو نباید ببینید منظورتونو نفهمیدم
    بانو جسارت منو ببخشید

    • سلام آقای سوت.
      ممنون از تعریفتون.
      سلول توو ور توو اشاره به نظریه یر”جهان تو در تو” پاپلاوسکی هستش…سلول تو در تو؟ چرا نه؟؟ مثال:جعبه های کادو رو تا به حال دیدین که اول یک جعبه ی خیلی بزرگ میخرن و یه جعبه ی کوچیکتر رو داخلش قرار میدن و داخل اون کوچیکتره هم یه جعبه ی کوچیکتر میذارن و الی آخر؟ من دقیقا همچین تصویری رو مد نظرم بود…اگه از بالا بهش نگاه کنید میبینید رهایی از این سلول خیلی سخته…چون بعد از خروج از هر سلولی وارد سلول دیگری میشی…برای آقای سرمدیان راجع به اسب زخمی توضیح دادم که برمیگرده به ضرب المثل “روی اسب مرده شرط بستن” و به اعتقاد من، استفاده از ضرب المثل نیازی به مراعات نظیر خاصی نداره…
      آقای سکوت؟ بعضی پرسشها منو متعجب میکنه…! کدوم سیاره؟! سیاره ی مریخ دیگه(شوخی بود!) سیاره ی شما کجاست مگه؟! همون سیاره دیگه!
      سیاره ی شیشه ای نماد دنیای ناایمن و ناپایدار هستش…کوه رو به عنوان بخشی از جهان در نظر بگیرید…از سنگه اما سنگریزه هم داره…کوه اگه از شیشه بود شیشه ریزه نداشت؟ پس جهان ویران ما به این وسعت اگه از شیشه ساخته شده باشه آیا هیچ کجا شیشه خرده نداشت؟! من خواستم جهانی که جای جای اون در حال فروریختنه به تصویر بکشم..
      و در پابان:
      بیت پایانی فقط یه پیشبینی هستش…کل تصاویر توو رؤیا داره اتفاق می افته…اگه روزی بر فرض محال از اون سلول تودرتو رها بشیم و به هم برسیم از اونجایی که تمام عمر رو با یک دیوار کلنجار رفتیم از اون دیوار وحشت داریم و یادآوریش برامون دردآوره..
      به قول آقای یاری:”دفاعیه چقد سخت بود”!
      لطف کردین جناب سکوت…ممنون از این همه وقتی که گذاشتین:)
      موفق باشید…
      اگه سوال یا ابهامی هست من در خدمتم.

      • اصلاحیه ی خط اول:”آقای سکوت بزرگوار”

      • آقای سکوت راجع به قد معشوق…منظورم این بود که برام اهمیت نداره که بجز تو چه کسانی قراره بعد از این به این خونه قدم بذارن..من این خونه رو فقط برای تو میسازم..مثل وقتی که برای کسی لباس میدوزند فقط قد اون آدم رو اندازه میگیرن چون تنها برای اون شخص در نظر گرفته شده نه کسی دیگه…
        راجع به کلبه و خونه حق با شماست..چشم:) درستش میکنم…
        بازم ممنون:)

  • خیلییییی کارتو دوس داشتم نسیم جان، یه دخترونه ی محکم…درود بر تو…

    • فاطمه عزیزم ممنون از نظرت..نقد فنی چی داری توو دست و بالت؟!

      • همه چیز به نظر من عاااالی بود، تصاویر، ابتکارات، قافیه های بکر و…اما کلمه ی “تو” یه مقدار تکرارش تو ذوق می زنه، نمی دونم چقدر با من موافقی اما تنها نقدی بود که به کارت داشتم
        راستی این بند:چقد تاریکه این سلول توو در توو
        یه دیوار بلنده بین ما انگار
        تو سر روو آجرای کهنه میذاری
        تو رو بو میکشم از پشت این دیوار

        منو یاد این بند از یکی از ترانه هام انداخت:

        رو به تو وا می شه ولی بااااز من پشت این درم
        این پشت و رو چه کرد با نبض یکی مونده به آخرم
        یک درِ آجری آجری آجری رو به تو تا ابد
        من پشت می کنم و هق هقم زایمان می کند…

        بی ربطی ارتباطاتشون رو به بزرگی و بخششت می سپارم!!!!

        آهااااا…راستی راستییییییییییییییی این دو بیت رو خیلی دوس دارم و با همون یک بار خوندن حفظم شده!:
        تو میتونستی این دیوار و برداری
        تویی که دست تنها کوه میکندی
        نمیدونم هنوزم مثل اون روزا
        روی این اسب زخمی شرط میبندی؟

      • فاطمه جان منم باهات موافقم..به آقای سرمدیان هم گفتم…یکی از “تو” ها به پیشنهاد ایشون حذف میشه…توو بند اول مصرع ۳
        بقیه ی “تو” ها رو نمیشه حذف کرد.یعنی کل کار خراب میشه..به عنوان یه ایراد قبولش دارم ولی مفهوم فدای این قاعده میشه..یکیشون عمدی اومده اول مصرع…”تو میتونستی” بقیه برای پر کردن وزن به کار رفتن..اعتراف میکتم! ؛-)
        تو شاعر هستی…یعنی قبل از ترانه سرایی، شعر کلاسیک میگفتی..از مصرع آخر این ترانه ات متوجه شدم….آفرین خیلی قشنگ بود…نه یه جورایی رابطه داشتند:)) “نبض یکی مونده به آخرم” رو خیلی دوست داشتمش.
        خوشحالم که اون بند رو دوست داری:))) مرسی عزیزم:-*
        بابت نکته ای که گفتی هم تشکر میکنم:)

      • واااااااااقعاً؟؟؟؟؟؟؟؟واسه پر کردن وزن نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟چه کار بدییییی….از تو بعیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده ه ه ه….تو مفهوم رو فدای قاعده کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ایرج خان (جنتی عطایی) می دونه؟؟؟؟؟برات متأسفم…
        من شاعرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        “نبض یکی مونده به آخرم” رو خیلی دوست داشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        خوشحالی که اون بند رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مرسی عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        بابت نکته ای که گفتم هم تشکر میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
        واااااااقعاً که….نچ نچ نچ…

        هنگ نکن، شوخی بود مثلاً:))))))))))))))))))))))))))

      • از؟؟؟
        بود؟؟؟؟

        ه؟؟؟؟
        ، ؟؟؟؟
        چ؟؟؟؟
        :))))))؟؟؟؟؟

      • :))))))

  • سلام نسیم جان
    کارت زیبا بود و تعابیر و اصطلاحات ناب لذت بردم همترانه
    موفق باشی

    • سلام :)
      لطف شماست…اگر روزی رسید که ترانه ای نوشتم با این مشخصات که اینجا اسم بردید، معنیش اینه که درس پس دادم خدمت شما و همه ی اساتید:)
      ممنون که منو میخونید:)

      • نفرمایید شما استادی و ما جوون و تازه کار

      • نه منم جوونم! :)) فقط حرف زدنم شبیه زنهای میانساله!
        هنوز هیچ تجربه ی خاصی هم ندارم…:)
        ممنون از لطفتون.

  • تو میتونستی این دیوار و برداری
    تویی که دست تنها کوه میکندی
    نمیدونم هنوزم مثل اون روزا
    روی این اسب زخمی شرط میبندی؟

    سلام عزیز دلم
    آفرین آفرین چی بگم خیلی ترانه هاتون دوست دارم یکی از یکی بهتر.
    عالی بود گلم. موفق باشی عزیزم.

    • شکوفه جان سلام عزیزم:)
      کلا به من خیلی لطف داری…از همون روز اول هم همینطور بود:))
      شکوفه جان توو وب کامنتت رو پاسخ دادم…ببخش اگه دیر شد…حتما اونجا هم میام:-*
      ممنون بابت این همه انرژی مثبت عزیزم(گل)

  • سلام نسیم خانم. خوشحالم که یه ترانه سرای قوی و با ارزش دیگه به آکادمی اضافه شده. همیشه کارهاتونو دنبال خواهم کرد. موفق باشید.

  • سلام
    نسیم جان
    خیلی لذت بردم از ترانه زیبات این جور ترانه ها با این سبک و دوست دارم
    عالی بود ممنون

  • تو میتونستی این دیوار و برداری
    تویی که دست تنها کوه میکندی …

    تو سر روو آجرای کهنه میذاری
    تو رو بو میکشم از پشت این دیوار

    نگاه خاصی که به جهان پیرامون دارید، مفاهیم و نعابیری رو که شاید خیلی روزمره و جلو دستی هستن ، در یه بازسازی خلاقانه و ذهنی ، با همون ظاهر معمولی ، وارد ساختار خلاقانه ای میکنه که مخاطب در برخورد اول با کلام ظاهر آنچه رو که می بینه آشناست ، ولی مجموعه ای که این ساختار خلاقانه رو شکل داده ، با ارائه ی تعبیری تازه یا مفهومی بکر ، از عمق همون ظاهر معمولی ، مخاطب رو غافلگیر میکنه و پتانسیل تازه ای برای ادمه دادن به خوانش در وجودش ایجاد میکنه ، و این اتفاق وقتی در بزنگاههای حسی یه اثر رخ میده ، مخاطب رو در هر چند قدم ،در لحظاتی که در سر اشیب کاهش لذت از غافلگیری قبلیه ،با غافلگیری تازه ای به همون سطح خوشایندقبل می رسونه . این غافلگیری جدید هم ذاتا لذت بخشه و هم یادآوریه لذت بخشی از تعبیر غافلگیر کننده قبلی رو در خودش داره . و آثار این چنینی در شعر یا موسیقی حتی آثار تاتری و سینمایی، آثار سراسر نقطه ی اوج و نقاط روشن و درخشان هستن که به راحتی در ذهن می مونن و به راحتی به یاد آورده میشن . آثار ماندگار همین ویژگی رو دارن . گذشته از این ساختار محکم که در حکم ابزار ی قوی و تاثیرگذاره، نباید از احساس و تفکری که هم سازنده ی این ابزار هست و هم این ابزار رو وسیله ای جهت بیان شدن و رسیدن به مخاطب ، قرار داده غاقل شد . که طبیعتا این شکل بیانی تاثیر گذار در بستر احساس و بینشی قوی و تاثیرگذار شکل میگیره که در جای خودش قابل تعمق و ستودنی ست.
    من زیاد اهل تعریف و تعارف نیستم ، بعد از زمان تقریبا طولانی که هم به آکادمی سر نزده بودم و آثار دوستان هنرمند رو نخونده بودم و هم اینکه در سایر فضاهای مجازی و یا انجمن ها و جشنواره ها ی مختلف اثر تاثیر گذاری نخونده و نشنیده بودم و طبیعتا خودم هم نه انگیزه ی تازه ای داشتم و نه اتفاقی در خودم میدیدم. این فرصت دست داد و با خوندن اثر شما واقعا حس لذتی که بسیار خوشایند برام ایجاد شد. و انگیزه شد که این کار آخری رو (که لطف کردین خوندین و نظر دادین) گذاشتم ،
    بیان صمیمی و و احساس قوی ، از ملزومات ترانه هستن که آثاری رو که من از شما خوندم ، تاثیرگذار و دلنشین کردن..
    برقرار و بردوام باشید

    • سلام آقای زند حبیبی عزیز منون که نگاهتون به خزعبلات من تا این حد مثبته..
      یقین دارم این کار هم پر از اشکالات دستوری و غیر دستوریه..!.ولی از حوصله ای که به خرج دادین و وقتی که گذاشتین اون قدر ممنونم که نمیدونم چطور از محبتتون قدردانی کنم.
      یک دنیا ممنون بزرگوار:)

  • سلام نسیم جان ترانه هاتو همیشه دنبال می کنم واقعا دلنشینن این ترانه هم واقعا زیبا سروده شده بود آفرین به این احساس

  • زیبا بود بانو لذت بردم
    موفق باشید

  • سلام بانو بیرانوند

    شنیدن ترانتون بینهایت بهم انرژی داد
    فوق العاده بود
    خستگی رو از تنم به در کرد
    هر بیتش یه دنیا درس بود برای من

    شاد باشید

  • سلام خانوم بیرانون علی بود
    یه روزی میرسه شاید همین فردا
    که با هم ، زیر نور ماه میشینیم
    ولی هر شب ، من و تو همزمان با هم
    یه دیوار بلند و خواب میبینیم
    موفق باشی

  • علی یعنی عالی…..خخخخخخ

  • سلام.من عضو جدید آکادمی فقط میتونم برات یه کف بزنم…حرفی نمیشه زد

  • واااااااااای میخوام بازم بخونمش خیلی قشنگ بود

  • مراقب باش! این سیاره از شیشه است…
    مبادا راه میری ، زخم برداری
    چشای تو اگه تَر باشه میمیرم
    روی این نقطه-ضعفم دست میذاری
    احسنت. کار زیبایی بود. لذت بردم

  • خییییییییییییییییییییلی قشنگ بود خسته نباشی
    خاااااااااااص بی
    موفق بویییییییییییین
    لکی هم بلدما دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • چقد کیف کردم از خوندن این ترانه ……بابت دقایق زیبایی که برام ساختید با ترانتون ممنونم
    یه خونه با تو میسازم توو رؤیام و
    من از تو بوسه های تازه میگیرم
    واسه قابِ درِ این کلبه ی چوبی
    فقط قدّ تو رو اندازه میگیرم…

  • تو میری…مرگ برمیگرده سمت من
    تو برمیگردی و مرگ از شبم میره
    شاید جایی کسی یاد تو افتاده…
    که داره قلبم اینجا درد میگیره

    همیشه بین ما سوء تفاهم هست…!
    همیشه، حرف آخر ، معذرت خواهی…
    ولی قهر من و تو سخت، کوتاهه
    یه چیزی مثل قهر موج و گوش-ماهی

  • سلام
    این کارتونو نخونده بودم
    خیلی تعابیر قشنگی داره

    اینا رو بیشتر دوست داشتم :

    تو رو بو میکشم از پشت این دیوار

    چشای تو اگه تر باشه می میرم
    روی این نقطه ضعفم دست می ذاری

    اما به نظرم میشد همینو بهتر هم پرداخت کنید.

    اگه می خواستین اینو بگین:
    (می دونی که) چشات اگه تر باشه می میرم، (با این حال) رو این نقطه ضعفم دست میذاری
    ضعف تالیف داره به نظرم.

    اما در کل کار قشنگی بود.

    • سلام آقای میرزایی عزیز.
      ممنون از حسن نظرتون.
      آره دیگه منظورم همین بوده !
      وزن دستم و بسته بود:)
      متشکرم از تذکرتون.

      • خب نباید دستتونو ببنده، باید به خودتون سخت بگیرید:

        می دونی اشکتو طاقت نمیارم
        بازم رو نقطه ضعفم دست می ذاری

        می دونی گریه ی تو مرگمه اما
        بازم رو نقطه ضعفم دست می ذاری

        اینا در حد پیشنهادن.

        موقع هایی که خودمم یه بیت می نویسم ولی می بینم مثلا همچین ایرادی داره، یه جمله رو با خودم تکرار
        می کنم: «همیشه میشه بهتر نوشت»
        معمولا هم بعدش کل اون بیت منقلب میشه، ولی آخرش نتیجه ی کار راضی کننده تر به نظرم میاد :)

        موفق باشید

      • سلام دوباره آقای میرزایی گرامی.
        خودمم به این اعتقاد دارم که یه مصرع رو میشه ده ها بار ویرایش کرد.
        و باور کنید چندین و چند بار ویرایش میکنم ، بعد اقدام به انتشار میکنم.
        چشم.اون بیت و بازهم ویرایش میکنم.
        آقای میرزایی، فقط این بیت ضعف تالیف داشت یا کل ترانه؟
        ممنون از نقد دلسوزانه تون.

      • خواهش می کنم.
        یه جاهایی فکر کنم داشت یه ایرادایی،
        سر فرصت می خونم که بیشتر دقیق شم رو کارتون :)