عشق شاید….

عشق شاید ترانه های منه
که به پای صدات می افتن
واژه های قشنگ و نابی که
لب به لب از یه حس ناگفتن
عشق شاید همین یه لحظه نگاه
عشق شاید همین یه دیداره
شاید این ابتدای خوب و قشنگ
در پی یک خدانگه داره
داره این عنکبوت بی طاقت
تار و پود طلسمو میبافه
دور احساس نرم و نازک من
دور قلبی که گرم و شفافه
عشق شاید صدای خاطره هاست
لای نتهای ساز زخمی من
لای سیمای پاره ی گیتار
مرگ بی سر صدا و رسمی من
عشق شاید نگاه گرم تو بود
روی اندام لخت و بی پروا
نم نم خیس ابر چشم تو بود
روی بالشت نرم این دستا
عشق شاید صداتو نشنیدن
بعد اون تا همیشه کر شدنه
سرو بودن تو جنگل چشمات
بعد اون تا ابد تبر شدنه

۶۱۲
۳۴