شیرین زبون

من از احساس بی حرمت از این تشویش بیزارم
از این احساس میترسم ولی اروم و تودارم
از این تشویش بیزارم از اینکه با منی اما
کنار لمس دستاتم لالایی هاتو کم دارم
شبا با بغض غمگینم برای باد میخونم
کنارم هستی و بازم از این دلشوره داغونم
نمیگی موندنی نیستی نمیگی میری از پیشم
میدونم که تورو دارم ولی دیوونه تر میشم
نگاهت گرم و مغروره تو خوابم مرد و جذابی
من از ترس نبود تو نمیخوابم ولی خوابی!
چشام خیسه تو میبینی چقد بیتاب و مدهوشم
چقد دستاتو کم دارم چقد محتاج اغوشم
توکه چشماتو میبندی دلم غرق جنون میشه
نگاهت رو به من میدی دلم شیرین زبون میشه

۱٫۳ K
۱۲

  • وزن و خوب رعایت میکنی
    این سه خز اول :من از احساس بی حرمت از این تشویش بیزارم
    از این احساس میترسم ولی اروم و تودارم
    از این تشویش بیزارم از اینکه با منی اما
    منو یاد ترانه های روزبه بمانی انداخت و این نشون دهنده اینه خلق و مطالعه ت کمه و اون حس شاعریت بیشتر از شنیده هات داره تغذیه میشه سعی کن مفاهیم جدید خلق کنی کشف کنی تصویر بسازی
    ببین به جای اینکه مدام بگی تشویش داری حرفی رو بزن تا اجساس تشویشت رو بیان کنه غیر مستقیم اونوقت زیباتر میشه نه؟
    و اگه نتونستی توو هر مصرع با 8هجا خلق کنی 10 و 11 هجایی بگو یا حتی هجای بیشتر ، دست و پاتو نبند

    نگاهت گرم و مغروره تو خوابم مرد و جذابی
    اینجا “مرد” چی بود؟! ینی چی مرد و جذابی؟!توو خوابش قرار بود زن باشه ینی یا نامرد؟!

    ترانه ت زیادی سطحی شده و عمق نداره انقد که جملاتت همش توصیفیه انگار فقط داری گزارش حالت رو میدی بیتابم تشویش دارم چقد فلانم چقد بهمانم
    به عمق برو و عمیق جرف بزن تا ترانه ت همه رو توش غرف کنه و همه رو بگیره
    قربانت

    • مرسی از نکاتی که یادم دادی.من ترانه سرا نیستم.این اولین ترانمه بیشتر شعر کلاسیک میگم.تجربم کمه.بازم ممنون خیلی دقیق و جامع نقد کردی @};- @};- :-)

    • در ضمن در خصوص مرد و این حرفا منظورم تکیه گاه بودن مرده که تو خوابم بهم حس امنیت میده.شاید بلاغتش کمه باید زمینه سازی میشد براش :-?

  • سلام
    کار زیبایی بود…آفرین…
    =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};

  • خوش امدی دوست عزیز @};- @};- @};-

  • سلام گفتی اولین ترانه س باید بگم عالی نوشتی.
    خیلی دوست داشتم =D> =D> @};- @};- @};-

  • بعنوان اولبن تجربه ترانه ، خیلی خوب و دلنشین بود ،هم از نظر فرم و اصول فنی ، به خاطر شناخت مطمئنا خوبی که از شعر کلاسیک دارید و هم از نظر احساسی، که معمولا توی ترانه بیشتر مورد توجه هست ، شروع خوبی داشتید، که آفرین داره . یه پیشنهاد ، با توجه به اینکه ترانه و موزیک برای به اوج (یا کمال مطلوب هم بشه گفت ) رسیدن،دو روی یک سکه هستن، بد نیست هم مطالعات در زمینه موسیقی و هم گوش دادن حرفه ای خیلی راحت تر میتونه ترانه رو به ذات واقعیش نزدیک کنه(البته ممکنه که شما در همین زمینه هم مطالعات کافی داشته باشید ، که چه بهتر ، من بعنوان پیشنهادی که خودم هم کم و بیش انجام دادم ،گفتم و حس میکنم شناخت موسیقی حس ترانه و دنیای خاصش رو ملموس تر میکنه )
    برقرار و بر دوام باشید