مسافر خدا

چشم چشم کوو ابرو؟
کوو پلکِ مثله جارو؟

چوب چوب یه گردن

یه سر که خالی کردن

با داروهای زشتو

با برقی روی بدن

دل نگرونی سخته

اینم از شانس و بخته

درد داشتی خوب می دونم

درد و بلات به جونم

چشات بدونِ ابرو

بازم قشنگ و نازه

صورتِ ماهت هنوز

دلم بهش می بازه

نشستی صحن آقا

ضامنِ آهو رضا

دلو گره زدی به

ضریح و گنبد طلا

نقاره می زنن که

مریضی راحت شده

دعات چی بود عزیزم؟؟؟

که زوود اجابت شده

سوارِ بالِ کفتر

مسافرِ خدایی

تنت آرووم گرفته؟؟؟

لالا لالا لالایی…

وقتی دلت شکستو

حسابی تنها شدی

وقتی با چشمِ گریون

مهمونِ آقا شدی

تویِ دعا نگفتی

میوه ی نارس داری؟

نگفتی به آقامون

یه مردِ بی کس داری؟

میوت چشم انتظاره

طاقتِ غم نداره

چشمای مثلِ آهوش

دلت میاد بباره؟

به بچمون چی بگم

ابری نشه خیالش

چطور بهش بگم که

مامان نداره فالش

یه کارِ فوق العاده

خدا جوابو داده

یه گل بهم داده بود @};-

دیده اونم زیاده!!! =(( =(( =(( =(( =((

حسین عباسی بائی

۶۸۸
۳۹

درباره‌ی حسين عباسي بائي

گلهای روسریتو بپاش روی دامن***مخمل ببافه چشمات از بی کرانه تا من***یلدای موتو وا کن تا روسیا شه ظلمت***دلم گرفته امشب هوای گریه با من
عضویت