مــن چــتــرِتــو میشـم

به نام خدا

تــو قلــبِ تابــســتونــه و امـــا
مــن لــــرزکــردم سردمـه،سرده
بــوران و بــرفِ تــوی قلــبـم رو
یـک مـردِ اسفندی به پا کــرده

مـردی که لحظه لحظه هامو با
شعروترانه،عــشــــق دَرهم کرد
دیونه شد، پا پـس کــشید از من
غمــگین ترین بـانویِ شهــرم کرد

"می رفت وبارون میزد از چشماش
گفتم نـــرو،مــن چــتــرِتــو میشـم
هــی دور شـد نشــنیـــــد، حرفامو
خیسـش شـدم،امانمون(د)پیشم"

دل کــنــد وتقــدیــر ورق خــــوردم،
هــمـــراهِ رویــاهــام لب پَــرشد
سقفی که دل بستش شدم پاشید
دیــــوارم از بـــغـــضای شـــب تــرشد

عـــادت نکردم بــعــــد ایــن مدت
ایـــن دور بــودن واسـه من سخته
بــایــــد بخـــوابــم قد ایــن دوری
بـــیـــداربـــودن واقــعن ســـخته

"می رفت وبارون میزد از چشماش
گفتم نـــرو،مــن چــتــرِتــو میشـم
هــی دور شـد نشــنیـــــد، حرفامو
خیسـش شـدم،امانمون(د)پیشم"

۹۶۵
۴۹
۱

  • اول :-x :-x :-x
    بانوفریباجونم لایکشم دیشب زده بودم
    می رفت وبارون میزد ازچشماش
    گفتم,نرومن چترتومیشم
    هی دورشد نشنیدحرفامو
    خیس شدم,امانموندپیشم =D> =D> =D> =D>
    من عاشق ترانه های شمام @};- @};- @};- :-x :-x :”> :”>

    • سلام عزیزم
      خانمی خودت کلی لایک داری :-x
      مرسی عزیزم که با نگاه لطف به کارام نگاه میکنی وگرنه میدونم اونقدرام خوب نیستن 8->
      منم عاشق احساس شمام :”>
      مرسی از وقتت کوثر عزیزم :-) @};- @};- @};-

  • بــوران و بــرفِ تــوی قلــبـم رو
    یـک مـردِ اسفندی به پا کــرده
    @};- :-x @};-
    خیلییی عالی بود فریبا جان
    لایک تقدیمت @};- @};- @};-

  • غمــگین ترین بـانویِ شهــرم کرد =D> =D> =D> =D>

  • merc
    in ehsas zibast @};-

  • marday e esfandi booran be pa konan kolan ;)) ;)) ;))

  • درود به فریبای عزیز
    خوشحالم که دوباره ترانه ی زیبایی ازت میخونم
    سبز بمانی دوست من @};-

  • سلام خواهر عزیزم
    بــوران و بــرفِ تــوی قلــبـم رو
    یـک مـردِ اسفندی به پا کــرده =D> =D> =D>

  • :-x ☼ سلام فریبا بانو ☼ :-x

    چه حس خوبی داره این ترانه 8-> 8->

    دل کــنــد وتقــدیــر ورق خــــوردم،
    هــمـــراهِ رویــاهــام لب پَــرشد
    سقفی که دل بستش شدم پاشید
    دیــــوارم از بـــغـــضای شـــب تــرشد =D> =D> =D>

    بانو همه ی بندا شاهکار بودن و شایسته ی تشویق اما
    این یه بند عجیب به دلم نشست :-x :-x :-x :-x :-x

    لایک تقدیم احساس زیبــــــــــا ت @};- @};- @};-

    • سلام روناک جوونی :-x
      چه حس خوبی داره اینکه دوباره هستی
      ممنونم از لطفت عزیزم وخیلی خوشحالم که به دل مهربونت نشسته 8->
      مرسی از وقت وحضورت گل بانو وهمیشه موفق باشی :-x :-x :-x

  • @};- فريباي عزيزم هميشه از خوندن ترانه هات لذت مي برم ممنون . لايك @};-

  • سلام خانم رستگار
    زیبا و با احساس بود =D> =D>
    موفق باشی @};-

  • سلام خانم رستگار عزیز
    کارتونو دوست داشتم پسندیدم @};- @};- @};-

  • @};- @};- @};-

  • سلام خانم رستگار عزیز کار بسیار زیبایی رو خوندم آفرین لایک9 @};-
    فقط این قسمت رو نفهمیدم >> تــو قلــبِ تابــســتونــه و امـــا

  • سلام ..عالی بود این ارانه..هم زبان هم حس فوق العاده .. آفرین. =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x

  • دل کــنــد وتقــدیــر ورق خــــوردم،
    هــمـــراهِ رویــاهــام لب پَــرشد
    سقفی که دل بستش شدم پاشید
    دیــــوارم از بـــغـــضای شـــب تــرشد =D> =D> =D>

    چه تعبیر زیبایی لب پر شدن رویا =D>
    سلام فریبا جان بسیار زیبا بود لذت بردم @};- @};- @};-

  • بعد از مدتها، با یه کار زیبا و با احساس برگشتید
    روایت کار رو دوست داشتم.
    پسندیدم
    =D> @};-

  • سلام.بیت اول و ترجیع بند خوب نبود.خالی از اتفاق بود.اما دو بند بعد ترجیع بند خووب بود.اتفاقات جالبی داشت.

  • تــو قلــبِ تابــســتونــه و امـــا
    مــن لــــرزکــردم سردمـه،سرده
    بــوران و بــرفِ تــوی قلــبـم رو
    یـک مـردِ اسفندی به پا کــرده
    زیبا و با احساس همراه با تعابیر بکر لایک @};- @};- @};-

  • سلام فريباي عزيز
    بسيار عالي بود
    كارت و احساسش رو خيلي دوست داشتم
    مرسي
    لايك =D> =D> =D> =D>

  • عـــادت نکردم بــعــــد ایــن مدت
    ایـــن دور بــودن واسـه من سخته
    بــایــــد بخـــوابــم قد ایــن دوری
    بـــیـــداربـــودن واقــعن ســـخته

    =D> =D> =D> @};- @};- @};-

    لایک بعدی تقدیمتون @};- @};-

  • عاطفه مهمترین عنصر یک ترانه هست واین ترانه از این حیث خوب بود و لذت بردم.از دید انتقادی اما به نظرم بند تکرار شونده با ابهاماتی رو به روست:
    “می رفت وبارون میزد از چشماش /گفتم نـــرو،مــن چــتــرِتــو میشـم
    در مصرع اول مضمون اگه مثلا می بود “می رفت و بارون تند می بارید” می شد ارتباط درستی با مصرع بعدی داشته باشی ولی به این شکل فعلی “چتر شدن” برای چشمایی که منشا بارونه ممکنه خیلی دقیق نباشه.
    بیت بعدی خصوصا در مصرع دوم به نظرم باید با تامل بیشتری سروده می شد.در مجموع ترانه قابلی بود و لایق لایک.مرسی @};-

    • سلام. بندی که آقا کریم اشاره کردن باید ویرایش بشه. همچنین این بند:
      دل کــنــد وتقــدیــر ورق خــــوردم،
      هــمـــراهِ رویــاهــام لب پَــرشد
      سقفی که دل بستش شدم پاشید
      دیــــوارم از بـــغـــضای شـــب تــرشد
      شما با آوردن کلمه ی ورق خورده – تقدیر رو به کتاب تشبیه کردید. پس لب پر شدن که برای ظروف بکار میره برای تشبیه کتاب نامناسبه. مصرع آخر این بند هم میگه دیوارم از بغضای شب تر شد. مگه شما دیوار دارید؟ اگه خودتون رو به خونه تشبیه کردید که خونه بی جونه و احساس نداره که بخواد دلبسته ی سقفی بشه. در کل ترانه هاتونو دوست دارم. موفق باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • سلام @};-
        ممنونم از نظرشما آقای بهبهانی عزیز @};-
        درسته گفته شده تقدیر ورق خورده،ولی حتمن نباید کتاب یا دفتر رو درنظرگرفت،تقدیر برگشته،تقدیر تغییر کرده عوض شده
        نمیدونم چرا میگید تقدیر نمیتونه لب پر بشه؟
        درمورد دیوار هم من خودم رو دیوار تشبیه نکردم زندگیم یه سقف داشت که پاشید واز اون فقط دیواری موند که هرشب
        ترشد…ولی حتمن نظرات شما دوستان ونگاه تون برام محترمه حتمن مشکل از پرداخت منه :-)
        خیلی ممنون از همراهی ووقتتون شاعر عزیز @};- @};- @};-

      • ورق خوردن رو فقط برای کتاب و دفتر میارن و اگه میگن تقدیر ورق خورد تقدیر رو به کتاب و دفتر تشبیه میکنن و این جمله رو میگن. وقتی این تشبیه رو انجام دادیم نمیشه دوباره بگیم تقدیر لب پر شد. چون لب پر برای کتاب تقدیر مناسب نیست.
        در مورد دیوار هم من نگفتم شما خودتون رو به دیوار تشبیه کردید. شما فرمودید دیوارم تر شد. خودتون رو به چیزی تشبیه کردید که دیوار داره مثلا یه خونه. اگه به خونه تشبیه کردید بازم خونه نمیتونه دلبسته ی سقفی که پاشید بشه.
        چون میدونم خیلی وقته تو دنیای ترانه هستید و ظرفیت نقد رو دارید بحث رو دنبال میکنم. @};- @};- @};- @};-

      • حتمن حق با شماست :-)
        درمورد نکاتتون فکر کردم،توویرایش اولی رو حتمن لحاظ میکنم @};- @};- @};-
        بازم واقعن ممنونم 8->

    • سلام آقای غمخوار عزیز @};-
      ممنونم از نظرتون،خوشحال میشم دوستان ایرادات کار رو از نگاه خودشون گوشزد کنند واین خیلی خوبه.:)
      درمورد تکرار توضیحی نمیخوام بدم اما اینو بگم که نخواستم خیلی ساده وسرسری گفته بشه،کمی هم مفهموم انتزاعی بشه فک نکنم زیادبد باشه،خیلی جاها اشک چشم به بارون تشبیه شده،.. عاشق برایجلوگیری از این بارون وغم معشوق میخواد جتربشه،درموردمصرع بعد و خیس شدن عاشقی که میخواسته چتر باشه، اما از بارون چشمای معشوق خودشم خیس شده ،حتمن حق با شمایه،میتونست خیلی بهتر نوشته بشه…خیلی ممنون که نظرتون رو صریح گفتید باعث خوشحالیمه.:)
      مرسی از حضور ووقتتون،شادی نصیبتون @};- @};- @};- @};- @};-

  • به به آبجی گلم…سلام…
    کار بسیار زیبا و پر احساسی ازتون خوندم…نمی دونم این چندمین خوانشم بود…واقعاً…آفرین…خیلی خوشحالم از اینکه میهمان احساس زیبایتان شدم…
    =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • =D> @};-
    زیبا و دلنشین … لایک

  • سلام خانم رستگار عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    خوشحالم بعد مدتها اومدم پای کارتون و یه ترانه عالی خوندم
    خیلی خیلی زیبا بود و تعابیر زیبایی داشت
    لایک تقدیم تون
    سبز باشید

  • سلام
    زیبا بود فریبا جان
    لذت بردم. مرسی