تب دستام

ببین پابه پات تا کجا اومدم.
که دستای من بی تو تب میکنه
بگو پس دلیل غرورت چیه
که احساسمو جون به لب میکنه

کجای شب قصه میخوای بری
که تقویم من باتو فردا نشه
چقد ساده دیروزو خط میزنی
که تصویر آینده پیدا نشه

تو رفتی و پاییز این کوچه ها
منو و رد پاهامو از یاد برد
دلم توی تقویم دیروز بود
که تصویر ایندمو باد برد

هنوز خاطراتت توی خونمه
هنوزم به یادت نفس میکشم
نزار اسم احساس من رو هوس
مگه از نگاه تو دس می کشم

سکوت لهجه ی تلخ تنهایی هاس
سکوتم رو پای غرورم نزار
ببین از نگاهت که افتاده ام
نگاهم کن و ساده دورم نزار

۸۴۸
۷