نقطه ممنوعه

نقطه ممنوعه

جهان آرای قبلم تیر خورده
یه شهر تو جنگ چشمای تو مرده

دیگه همت ندارم دل ببازم
رو کارون ِ دل تو پل بسازم

باید رد شم ازین خط مقدم
ازین رگبار عشق و این جهنم

یه سنگر از شب و تنهایی دارم
میخوام اطرافشو هی مین بکارم

یه مفقود الاثر دور از وطن شم
جدا از جنگهای تن به تن شم

دلم یه نقطه ممنوعه باشه
که تنها فاتحش تنهاییاشه

پ.ن: بعد از مدتها به آکادمی برگشتم به همه همکاران گلم سال نو رو تبریک میگم فکر میکنم دوری چند ماهه مم از دوستام منو کمی با آسمهای ناشناس روبرو کردم امیدوارم دوستان جدیدم هم سال خوبی رو داشته باشند :)

۸۱۴
۲۷

درباره‌ی سعيد سلطاني

زندگی نامه من ترانمه همینی که روی کاغذ میارم من همونم که تو شعرام می بینی من همونم که تورو دوست دارم!
عضویت