صداي درد

سرنوشتِ من عجيبِ
عاشقي دردي غريبِ
زندگي يعني شكستن
وقتي حاصلش فريبِ
دستتو بذار روو نبضم
مي شنوي صداي دردو
تازه اشكامو نديدي
مي شكنه غرورِمردو
گه گداري توو خيالم
با تو خوشبختم و آرووم
ذره ذره ي وجودم
شده به عشقِ تو محكوم
آخرِ قصه ي ما هم
تقديرش بوده جدايي
فاصله قسمتِ ما شد
من كجامو تو كجايي؟

۶۸۵
۲۵