***محدوده***

اینجا جهنم نیس محدوده ی منه
حریم مردی که از جنس آتیشه
یه عمره با سختی روزامو سر کردم
وقتی تو می خندی حالم خراب میشه

این روزا هیچ حسی بامن نمی سازه
نه از پا می افتم نه ناامید میشم
لعنت به افکارِ  مسموم و آلودم
توو اوج آرامش درگیر تشویشم

از عمق دلشوره تا اوج تنهاییم
تاوان این بغضُ با گریه هام میدم
قرار نبود بازم این خونه برگردی
پای نبودن هات با همه جنگیدم

همه چی آروم بود با همه خوب بودم
اما تو برگشتی منو بهم ریختی
فراموشت کردم با کلی بی تابی
سخته نمی فهمی تو جای من نیستی

خستگی دنیامو ازپا درآورده
باید تو می رفتی قرار ما این بود 
واسه چی برگشتی وقتی نمی فهمی
 سهم من از عشقت شعرای غمگین بود

دنیای من با تو خیلی تفاوت داشت
من  گرم واحساسی، تو سرد و بی احساس 
من پای احساسم مردونه می جنگم
جای نبودن هات یکم منو بشناس

اینجا که واستادی محدوده ی منه
باید بری تا عشق تورو نسوزونه
تجربه ی عشقت مثل توهّم بود
باتو نفس هامم انگار نامیزونه

۹۱۴
۲۹