حساب بی حساب + کوچک مرد

*** بسم الله الرحمن الرحیم *****

این دلهره منو… آروم نمیکنه

وقتی که چشم تو… اعجاز میکنه

حرف دل تورو… بی هیج بهونه ای

پیش دل سیام… ابراز می کنه

فریاد می کشم… وقتی که ساکتی

هی داد میزنم… شاید نگا کنی

من گریه میکنم… تو گریه میکنی

شاید با اشک من …تو کودتا کنی

حرفی نمی زنی …از شرم بودنم

وقتی چشای من… اصرار میکنه

آروم نمیشمو… بازم نگاه تو

تمومه قصه رو… اقرار میکنه

عطر تنت شده… بوی غریبه ها

این عطر خاص… منو دیونه میکنه

تردید عشق سرد.. هر لحظه حالمو

مثل نگاه تو … وارونه میکنه

این پاکتا منو …آروم نمی کنن

سیگار میکشم… تو اوج اضطراب

فریاد می زنم… تو گریه میکنی

حرفی نمیزنی …حساب بی حساب

فصل 5

کودتای نبودن کرده ای و من خسته از این رقابت به تاراج می برم خاطراتت را …….

گم می شوم میان پارادوکس بود و نبودت و بی اختیار و مبهوت زمین گیر شده ام در نگاه رقیب تو………

رقیب با اقتدار از میدان به درت میکند و تو بی هیچ تقلای پرچم سفید صلح را بالا می بری و شکست را می پذیری…

غنیمت این جنگ هر چه که بود به اقتضای نبودنت رقم خورد ….

و من در سوگ واژه هایم در امتداد یک شب تلخ چنبره زده ام و مغلوب رغیبت شده ام کوچک مرد رویا هایم ….

گیس هایم را بریدم که به رسم پیشینیان به سوگ بشینم نبودت را کوچک مرد من ……..

با تشکر فراوان از بانو ستاره ش.پ

*****************در پناه حق***************

۱٫۲ K
۸۸