زنی افسرده

به نام خدا

امشب هوای خونه سم شد ازجداییت
سرما توو یک شب زندگیمو زیر و رو کرد
من موندمو این کاغذای خیسه از اشک
باطعمه این خونه که حل شد توو غمو درد

رفتی و واژه پشتِ تو ازخنده افتاد
رفتی و بغضِ قابِ خالیتو شکستی
موهای خوش رنگم توو یک شب زیرِبرف رف(ت)
یک شب نه یک قرنه که از پیشم تو رفتی

""امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه""

چشمامو میبندم حقیقت تلخ و زهره
باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم
بایدهوای زندگی رو دورر بریزم
میدونم ازفردا زنی افسرده میشم

من بعدِتو توو این اتاقِ سرد وخالی
با لحظه های بودنت همبسترهستم
می بافم انقد(ر) لحظه هاتو تووی ذهنم
تا تارو پودت بسته شه رووذهنِ خستم

""امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه""

۱٫۴ K
۹۳

  • اول @};- @};-

    سلام بانو فریبای عزیزم
    ترانه ی پر احساس و زیبایی بود

    فقط ببخش
    باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم // مفهوم اینو نگرفتم
    و اینکه اگر شم این قسمت هم معنی با میشم هست نمیشه هم قافیه گرفتشون

    میدونم ازفردا زنی افسرده میشم @};- @};- @};- @};- (دوسش داشتم )

    رفتی و واژه پشتِ تو ازخنده افتاد
    رفتی و بغضِ قابِ خالیتو شکستی
    موهای خوش رنگم توو یک شب زیرِبرف رف(ت)
    یک شب نه یک قرنه که از پیشم تو رفتی =D> @};- @};-

    شاد باشی و پر احساس

    • سلام مریم گلم،دختر مهربون ودوست داشتنی. :-x :-x
      یه دنیا ممنونم ازحضور ولطفت بانو ی نازنینم، @};-
      (باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم) اول از همه اگه ضعف تالیف داره ازت معذرت میخوام،اما منظورم این بود که باید بعد از رفتن اون شخص با تلخی های زندگی بسازم توو همین هوای تلخ نفس بکشم. @};- @};-
      شم و میشم هم معنی نیستن ومعنی جداگانه دارن.
      این رو باتوجه به برداشتی که ازتوضیح آقای شمس پای کارآقای معظمی خونده بودم گذاشتم،حواسم بود عزیزم.
      خیلی خیلی خوشحال شدم که با احساسم همراه شدی. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • بازم سلام فریبای گلم :-x

        حدس میزدم منظور این بوده باشه اما به نظرم میتونست زیباتر خودشو نشون بده
        یه مقدار (نفس شم )‌ مشکل ایجاد کرده @};-

        خوب اگه هم معنی نیستن که میشه هم قافیه گرفتشون و خوشحالم حواست به این مسئله بوده 8->

        از شما و احساس قشنگت نمیشه ساده گذشت @};- @};-

        برقرار باشی بانو @};- @};-

      • مریم گلم حتما توو ویرایش کارم یه فکری برای اون قسمت میکنم شایدم عوضش کردم بانو.
        هرچی هست از احساس زیبای خودته که خوب خوندی،سلامت باشی خانومی. @};- @};- @};- @};-

  • سلام گلم
    برمی گردم @};- @};-

  • سلام زیبا بود
    در ضمن منتظر نظر ارزشمندت هستم
    در ترانه »»»تو می ترسی«««
    http://www.academytaraneh.com/arcs/74108/%D8%AA%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C/

  • “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””
    بسیار زیبا بود

  • من بعدِتو توو این اتاقِ سرد وخالی
    با لحظه های بودنت همبسترهستم
    می بافم انقد(ر) لحظه هاتو تووی ذهنم
    تا تارو پودت بسته شه رووذهنِ خستم @};- =D>

  • زیبا و پر احساس @};-
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه”” =D>

  • سلام و خسته نباشید بخاطر این ترانه ی پر احساس
    @};-

  • سلام فریبا جان ترانتو خوندم و لذت بردم عزیزم
    سربلند باشی =D>

  • سلام خانوم رستگار
    @};- @};- @};-

  • “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه”” @};- @};- @};- @};- @};-

  • “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””
    @};- =D>
    فریبای عزیز :-x :-x :-x ..خیلی کارت به دلمون نشست.. @};- =D> =D> =D>
    هربار کارای قشنگتری ازت میخونیم و لذت میبریم قلبا.. :-x @};- :-x @};-

  • ترانه خوبی بود ولی به نظرم یه نکات کوچیکی رو بیشتر باید توجه می کردی.مثلا “هوای خونه سم شد” خلیلی دقیق نیست.هوای سرد یا هوای مسموم بیشتر بکار میره.همچنین قافیه های “شم” و “می شم” از زیبایی کار کم می کنه.موفق باشی @};-

    • سلام آقای غمخوار عزیز،بله همین نکات هستن که کاررو زیباتر میکنن،ومن یه خرده کم دقتم.
      از سم شدن همون مسموم بودن هوا منظورم بود که فکرنکنم خللی تو معنی ایجاد کرده باشه.
      درمورد قافیه ها هم توضیح دادم اما چشم سعی میکنم دقتم توو انتخاب قافیه هم بالا ببرم.
      ممنون از حضورتون ونکاتی که فرمودید دوست عزیزم. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم رستگار عزیز
    ترانه خوبی بود و خیلی با احساس نوشته بودی
    شکستی و رفتی / قافیه نیستنا
    البته میتونی آوائی در نظر بگیری @};-

    باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم// پرداخت بهتری میخواد .. نتونستی منظورتو خوب برسونی @};-

    نکته ای که میخوام بگم اینه ، درست بودن قافیه میشم و شم رو قبلا توضیح دادم ، اما همیشی به سالم بودن اکتفا نکن
    زیبا بودن و خلاقه بودن رو هم در نظر بگیر
    تو این ترانت قافیه هات نمیتونست ضربه های محکمی بزنن در آخر مصراع ها @};-

    و اینکه تو یه ترانه کوتاه دو تا جناس داری و یه دونی اکفا ، به کارت لطمه میزنه دوست من @};-

    موفق باشی @};- @};- @};- :-)

    • سلام آقای شمس عزیز @};- @};- @};-
      خیلی خیلی ممنونم ازاینکه دعوتم روقبول کردید.
      منم اونا رو آوایی در نظر گرفتم. :-)
      جاهایی که ضعف تالیف دارن روحتما سعی میکنم تغییر بدم مریم عزیز هماشاره کرده بودن.
      حتما دربه کاربردن قافیه دقتم روبالا میبرم استفاده ازقافیه های جدید خیلی کارسختیه. :-(
      ممنون ازوقت ونکاتی که فرمودین دوست خوبم.حتما ازشون استفاده بردم.
      جدیدا خیلی کم کارا رونقد میکنید(خودم رونمیگم بقیه رو میگم)،فکرنکنید حواسمون نیستا. @};- @};- @};- @};-

  • :-x ☼سلام بانو رستگار☼ :-x
    ترانه زیباییش بارزه و نیازی به تعریف نداره :-x :-x
    چند جا برام سئوال پیش اومده بود که با نظر شما و دوستان
    به جوابم رسیدم @};- @};-
    شما توانایی زیادی دارید بهتون افتخار میکنم @};- @};-
    لایک تقدیم شما بانوی گرامی @};-

    • سلام روناک عزیز ومهربونم :-x :-x :-x
      ممنونم ازاین همه لطفت بانوی زیبا،امیدوارم به بزرگی خودت ببخشی اگه برات نامفهوم بوده.
      حضورت ونظری که برام گذاشتی باعث افتخارمه،ممنون از تشویقت گلم. :-x @};- @};- @};-

  • درود فریبای عزیز…. چقدر باید انتظار بکشم تا کار تازه بذاری…ولی این انتظار ارزششو داره وقتی هر بار میبینم که چقدر قدرت قلمت بیشتر شده =D> =D>
    یه سری ایرادات که زیاد تو چشم میزدن رو کاملا مجید عزیز بیان کرده…
    منتظر کارای بعدیت هستم :-) @};- @};- @};- @};-

    • سلام آقا ایمان عزیز،دوست خوبی که این همه انرژی به من میده. @};- @};- @};- @};- @};-
      چیکارکنم مثل بقیه دوستان شاعر نیستم که بتونم هرروز یه کاربنویسم،فوقش روزی یه بیت بتونم بگم.باید کلی فکرکنم تابتونم یه کار رو تاانتها برسونم. :<
      درضمن من تاریخ کارای شما روهم نگاه کردم فاصله ها حتی تا یک ماهم رسیده.:-)
      دست آقای شمسم دردنکنه @};-
      ممنون ازحضور وتشویقتون.امیدوارم بتونم بهتربنویسم. @};-

  • سلام.
    زیبا بود…دوسش داشتم آفرین @};- @};-

  • ميخوام تبريك بگم بهتون واسه اين پيشرفت فوق سريع كه مطمئنا براش خيلي زحمت كشيدين و همينطور تشكر ميكنم از همه ي دوستاني كه به شما كمك كردن كه تا اين حد خوب بنويسين،دستشون درد نكنه دوستاي خيلي خوبي هستن..اميدوارم اين مسيرو همينطور با سرعت طي كنيد و بازهم ترانه هاي زيباتري ازتون بخونيم،فقط مراقب باشين توقف نكنين..نكات رو دوستان گفتن..موفق باشيد :-) =D> =D> @};-

    • سلام آقای شیخی گرامی،ممنونم این واقعا نظرلطف شمایه @};- @};- @};-
      قطعا اگه واقعا پیشرفتی بوده باشه مدیون شما ودوستای عزیزم هستم که هم باراهنماییهاشون به من کم کردن وهم باکارای زیبایی که توو سایت گذاشتن باعث بهره بردنم ویادگیریم شدن.
      (فقط مراقب باشین توقف نکنین)چقدر حرف توو همین یه جمله بود ،حتما…
      ممنونم از تشویقتون دوست خوبم. @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم رستگار
    ترانه ی زیبایی سرودید…لذت بردم =D> =D> @};- @};-

  • سلام فریبای رستگار عزیز
    ترانه خوب و زیبایی بود کارت و احساسش رو دوست داشتم از نظرات دوستان هم آموختم مرسی

  • شب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””

    خانم رستگار عزیز ترانه زیباااییی بوود .. لحظه هاتون ترانه بارون @};- @};-

  • سلام بانوي معرفت :-) :-x :-x :-x :-x @};-
    پيشرفتت تووحلقم ;)) ;)) ;))
    ب ب ببخشيد :”>
    پيشرفتت بسيار عالي و چشمگيره عيز دلم :-x @};- 8->
    “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””
    =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    لايك @};- @};- @};-

    • سلام دیاااااااااناااااای گلم :-x :-x :-x :-x :-x
      خوشحال شدم دوباره برگشتی عزیزم،چوبکاری نکن،من….معرفت…. : @};- @};- @};- @};-

      • کامنتم چرا حذف شد؟ دوباره مینویسم:”&GT;
        دیانای نازنینم اگرم واقعا پیشرفتی بوده باشه ازلطف شما دوستای گلمه :-x :-x :-x
        خیلی خیلی ممنونم از حضور ولطفت،مهربونترین وبادرک ترین بانوی آکادمی =D>

  • سلام فریبای نازنین @};- @};- @};- @};- @};-
    ترانه زیبایی بود احساسشو دوس داشتم @};- @};-
    تو خیلی بهتراز اینا می شی بااین احساس قشنگت @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم رستگار=D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>

  • سلام خانم رستگار عزیز خیلی خوب بود خیلی دوسش داشتم لایک @};-

  • سلام
    کار بسیار زیبا و پراحساسی ازتون خوندم البته یه کوچولو نیاز به ویرایش داره که مطمئنم این کار رو خواهید کرد و بهش خانم جعفر زاده اشاره کردند. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام فریبای عزیز و خوبم .آفرین خیلی ترانتو دوست داشتم من طرفدار ترانه هایی هستم که احساس خیلی توش دخیل باشه و ترانت خیلی منو به وجد آورد فقط همونطور که دوستان عزیز گفتن (سم شد) توو مصراع اول مسموم باشه خیلی بهتره واگه به قافیه ها هم بیشتر توجه کنی ترانه سرای قابلی هستی قابلتر میشی ..
    آفرین گلم خیلی عالی بودی
    رفتی و واژه پشتِ تو ازخنده افتاد
    رفتی و بغضِ قابِ خالیتو شکستی
    موهای خوش رنگم توو یک شب زیرِبرف رف(ت)
    یک شب نه یک قرنه که از پیشم تو رفتی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام فریبا بانوی دوست داشتنیه من :-x :-x :-x :-x
      خیلی خیلی خوشحالم ازاینکه استاد عزیزی مثل شما کارمو دوست داشته. :-x
      حتما اون قسمت رو ویرایش میکنم ودقتم رو توو انتخاب قافیه بالا میبرم.
      ممنون ازحضور وتشویقتون بانوی نازنینم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه”” =D> =D> =D>

    آفرین فریبا جووونم
    خیلی خیلی خوب بود و پیشرفتت قابل ستایشه . لایکی بانووووو شدید @};- @};- @};- @};-

  • سلام فریبای نازنین .. آفرین فریبای نازنین ..برو جلو فریبای نازنین..همینطوری با همین سرعت فریبای نازنین.. ووووووووووووو همین ..دیگه همین..فریبای نازنین. :-x =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>

    • سلام بانو ربانی عزیزم :-x :-x :-x :-x
      خانوم ربانی چرا شما کامنتاتون اینقدر پرانرژیه،دیگه داشتم به ابرامیرسیدم که یهو شد همین،…. =D>
      ممنون از حضورتون ولطفتون بانوی نازنین. :-x :-x :-x :-x :-x

  • سلام سرکار خانم رستگار زیبا سرودید لایک @};-

  • شعر بسیارزیبایی ست از نظر مضامین . @};- @};- @};-

  • سلام خانوم رستگار خیلی زیبا بود ترانت
    چه احساس خوبی داشت @};-

  • @};- درود بر شما سرکار خانم رستگار عزیز @};- @};- @};- @};- @};-

  • “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””
    @};- @};- @};-

  • سلام فریبای همیشه مهربون من :-x :-x :-x :-x

    چقدر خوشحالم که توی هر ترانه ای که ازت می خونم یک اتفاق جدید در کارنامه ی ترانه هات می بینم و احساس می کنم یک قدم به جلو برداشتی. =D> =D>
    عزیزم وقتی تو داری شعر کلاسیک میگی یعنی خودت برای خودت قانونی وضع کردی و خودت رو ملزم به رعایت اون قانون کردی… بخشی از قواعد همیشگی شعر کلاسیک وزن و قافیه است و میدونم که بهتر وبیشتر از من به اهمیتشون واقفی و واقعا حیفه که زیبایی احساست به خاطر مشکلات ساختاری تحت شعاع قرار بگیره برات جزئی تر مسئله رو توضیح میدم:

    بنــــد اول:
    سم شدن هوا از جدایی اتفاق شاعرانه ی خوبیه. آفرین =D> =D>
    توی بیت دوم وجود دوتا “این” یعنی حداقل یکیش برای پر کردن وزن اومده . درست نمیگم :-)

    بنـــد دوم:
    “موهای خوش رنگم زیر برف رفت” یعنی جزئی نوشتن و با عاطفه مخلوط کردن یک تصویر کلی… میتونستی راحت بگی از دوری وانتظارتو پیر شدم اما یک تصویر آوردی این یعنی شعر =D> =D>
    حتما می دونی شکستی و رفتی قافیه نمیشن عزیزم :-)

    بنـــد سوم:
    بازی زبانی ای که توی قافیه هات داشتی اتفاق خوبی بود فریبا جان
    و نمره ی تصویر سازیت توی این بند بیسته =D> =D> =D> =D> =D>

    بنـــد چهـــارم:
    شم و میشم قافیه ی صحیحی نیستن عزیزم و درسته که استفاده میشن اما توصیه م بهت اینه که ازشون استفاده نکنی مگر درصورتی که به این شکل باشن
    از عشق تو چیزی نمونده که روا”نی شم”
    وقتی کنارم هستی ام دلواپسـت “میشم”

    بنـــد پنـــجــم:
    توی “همبستر هستم” شما حرف “ه” رو “الف” در نظر گرفتی تا وزن درست باشه این اشکال محسوب میشه عزیزم . :-)
    اما همونطورکه گفتم به سرعت داری رو به پیشرفت میری واین یعنی شما قابلیت تبدیل شدن به یک شاعر خلاق و موفق رو داری. پس یه کم بیشتر به خودت سخت بگیر عزیزم نتیجه ش حتما درخـشان میشه انشاءالله

    برات آرزوی شادی، سلامـتی وخوشبختی درکنار ختانـواده وعزیزانت رو دارم.
    رای هم که همون ابتدا تقدیـم شده :”> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    ((بهـــشــت دوجهـــان نصیـــبـتان))

    • سلام حمیده ی دوست داشتنیه من، :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
      یه دنیا ممنونم از توجهت ونقدت.همه رو قبول دارم،ازتون یاد میگیرم.خیلی نکات خوبی بهم گفتی،چقدر نکته سنج بودن خوبه. 8->
      مرسی ازاین همه تشویقت که کلی بهم روحیه داد،حتما سعی میکنم بیشتربه خودم سخت بگیریم ودقتم رو بالا ببرم بانوی شاعر. :-)
      رفتی وشکستی رو آوایی درنظرگرفتم حمیده ی گلم.
      خیلی خیلی ممنونم از این همه لطفی که به خواهر کوچیکت داشتی مهربونم:-x :-x :-x :-x :-x :-x
      @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • بسیار زیبا بود بانو

    احسنت

    چشمامو میبندم حقیقت تلخ و زهره
    باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم
    بایدهوای زندگی رو دورر بریزم
    میدونم ازفردا زنی افسرده میشم

    “امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””

  • سلام:

    بسیار لذت بردم از ترانهات فریبا خانم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>

  • =D> =D> =D>
    @};- @};- @};-

  • خیلی خووب بوود.
    موفق باشید..

  • زیبا بوود خانم رستگار.. @};- @};-

  • سلام دوست خوبم…
    احساس رو احساس میشه کرد @};-

  • سلام بانو جان!
    زیبا سرودید…
    “”امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن، چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد و برق و باد و بارون
    هم بغضِ من میشن، میخوان برگردی خونه””
    @};- @};- @};-

  • امشب تمومِ لحظه های یادِگاریت
    از گریه سیرن،چشمشون هم رنگه خونه
    امشب صدای رعد وبرق وباد وبارون
    هم بغضِ من میشن،میخوان برگردی خونه””

    زیبا بودموفق باشی بانو

  • زييييييبا بود @};- @};-

  • ازنظر موضوعی جالبه ولی ازنظر وزنی نتونسنتی دربیاری!

  • سلام فريبا جانم
    كارتو دوست داشتم عزيزم فقط به نظرم بعضي ابيات جاي كار بيشتري داشتن و ضعف تأليفشون به چشم ميومد مثل اين :

    چشمامو میبندم حقیقت تلخ و زهره
    باید که ازفردا توو تلخی ها نفس شم
    بایدهوای زندگی رو دورر بریزم
    میدونم ازفردا زنی افسرده میشم

    موفق ببينمت عزيزم. @};- @};- @};-

  • بانورستگار
    لذت بردم خیلی
    میبافم اینقدلحظه هاتو توی ذهنم
    تاتاروپودت بسته شه روذهن خسته ام
    =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    ترانه نتون گل بارون @};-