رسم

شایدسفرکردن من؛ راه نجات قصه هاست
چشمام پرازاشکن ولی؛ شکستن من؛بی صداست
شایدغروب لحظه هات؛ باکوچ من تموم بشه
توفال توشادی بیاد؛بازخندت آرزوم بشه
شایدحضورمن برات؛ چیزی بجزغصه نداشت
بارفتنم شایدکمی؛ شادی تودنیات پاگذاشت
شایدهمین دیوونگی؛ یک کم توروعاشق کنه
شاید دلم از زخم تو؛ توغربت شب دق کنه
شایدپس ازاین ماجرا؛خاطره ها دورم کنن(دوره ام کنند)
بازم شبای بی امید؛ روزای عمروکم کنن
شایدحضورعاشقت؛ توزندگیت کمرنگ بشه
امانمیذارم دلت واسه نبودم تنگ بشه
شایدبرم ؛امابدون؛ این راه عشق خالصه
رسم زمونست نازنین؛مجنون به تونمیرسه

۹۰۰
۹