اَدا

ادا بود عاشقی کردن
ادا بود زندگی کردن
واسه تب کردنت، مردن
ادا بود اون رگ گردن

ادا بود اینکه می گفتم
همیشه بی تو دلتنگم
ادا بود اینکه دور از تو
با دلتنگیم می جنگم

منی که بی برو برگرد
واست هر کاری می کردم
نمی رف توو کَتم اصلاً
که از عشق تو برگردم

به من گفتی ادایی تو
فقط سر و صدایی تو، داری به چیت می نازی؟
ادا بازیه دنیات و
عروسک بودی و هستی، میون خیمه شب بازی

نه انگار عاشقی کردم
نه انگار عشق حالیمه
نه حتی بویی از احساس
همین دور و حوالبمه

ندیدی که مثه سایه
چقد دور و برت بودم
تو رُ هر لحظه پاییدم
همیشه دم پَرت بودم

چه راحت پشت کردی به
منه دل خسته ی عاشق
کسی که منطقش عشقه
یه دیوونه ی بی منطق.

مهدی_دمیزاده

لینک کانال تلگرام اشعار :
@MehdiDamizadeh
https://t.me/MehdiDamizadeh

۲۳