سراب

از دور تماشا میکنم
این درد بی هم بودنو
جز تو تموم آدما
حال منو میدوننو
همیشه بودی یاد تو
هیچوقت منو تنها نذاشت
اما سراب پیش پام
نشونی از دریا نداشت
انقدر دور بودی ازم
هیچوقت نفهمیدی منو
انقدر غرقت میشدم
که گم میکردم خودمو
میفهمیدم غریبه ام
وقتی نگات غصه داره
گاهی برای موندنش
آدم دلیل کم میاره
گناه تو نبود اگه
به خندت عادت کردم
من هر کی لبخندتو دید
بهش حسادت کردم
می گذرم از قلب خودم
نگاه تو غم نگیره
اون که به خاطر تو موند
به خاطر تو ام میره
شاید یکی تو دنیا هست
که خیلی بهتر از منه
قدرشو بیشتر میدونی
قلب تو بهتر بلده

۲۳۳
۷
۱

  • سلام خانم کوهی عزیز احساستوخیلی زیبا بیان کردی
    یه خورده شعرتون تو وزن مشکل داره
    بیت آخر هم مشکل قافیه داره
    به امید موفقیت

  • با سلام و احترام
    کار با احساس و زیبایی بود.
    همینطور که دوستان فرمودند این نوشته دارای نکاتی در وزن و قافیه است
    به امید موفقیت و کارهای زیبای آینده

  • درود دوست عزیز خانم کوهی ترانه تون پر از احساس بود و قطعا از لحاظ خوانش خودتون با تاکید هایی که در وزن خوانی ترانه تون ایجاد کردید روان هستید اما عرف ترانه وقتی که برای خوانش عموم قرار میگیره اینطور باید باشه که وزن یا اساسن میزان بندی مشخصی داشته باشه و این رو میشه بدون اینکه از احساس کلمات بکاررفته کم کرد با یک ((مِر خوانی )) بهش دست پیدا کنید . این نقد رو دوستانه از من بپذیرید و صرفا انتقال تجربه بود تا نقد . به امید خواندن کارهای بهتر از شما شاعر با احساس . نکته : مِر خوانی یک اصطلاح نکره است که در آهنگسازی زمانی که ترانه ای وجود ندارد یا ترانه کامل نیست و بر اساس یک مصراع آهنگساز فضای احساسی را بدون الگو قرار دادن صرف مفاعل مرسوم بدست آورده و نسبت به آن فضا موسیقی را پی ریزی نموده جهت حفظ ریتم و وزن ترانه که موتیو داده خواهد شد یا بعدا نوشته میشود با مصوت خوانی به جای کلمه خوانی بدون ترانه آهنگ مورد نظر را میسازد چنانکه بعد از اتمام ساخت هر ترانه ای که نوشته شود کاملا منطبق با موسیقی و ریتم و آکسانهای در نظر گرفته شده خواهد بود مثال این تکنیک :
    از دور تماشا میکنم
    این درد بی هم بودنو
    جز تو تموم آدما
    حال منو میدوننو …
    که برای دست یابی به ریتم درست مطلع ابیات به بعد میشود
    دام دادادام دام دادادام
    دام دادادام دام دادادام / و الی آخر
    یا با هر کدام از اصوات دیگر این تکنیک برای انتقال وزن شعری به ناخودآگاه سرایش و جهت پوشاندن ضعف وزنی که ترنه را برای پیوند با موسیقی دارای ارزش مینماید میتوان استفاده نمود . با سپاس موفق باشید

  • درود دوست عزیز خانم کوهی ترانه تون پر از احساس بود و قطعا از لحاظ خوانش خودتون با تاکید هایی که در وزن خوانی ترانه تون ایجاد کردید روان هستید اما عرف ترانه وقتی که برای خوانش عموم قرار میگیره اینطور باید باشه که وزن یا اساسن میزان بندی مشخصی داشته باشه و با هر نوع خوانشی بشود به وزن مطلوب رسید چرا که فارق از سرایش هدف ترانه سرایی تعالی اش در پیوند با موسیقیست و برای آنکه ترانه برای استفاده در یک قطعه موسیقیایی قابل استفاده باشد باید در مورد وزن ذاتی ترانه کمی حرفه ای عمل کرد .
    از این رو میشه بدون اینکه از احساس کلمات بکاررفته کم نمود یا درپی تعویض کلمات یا واژگان برآمد با یک **((مِر خوانی ))** به وزن یا ضرب اهنگ منظم دست یافت این به معنی محدودیت در ترانه نیست چرا که ملودی آنقدر پوشاننده است که شعر نو هم توان ملودیک شدن خواهد داشت منظور من وزن ذاتی یک ترانه در راستای خوانش آن میباشد .امیدوارم که این نقد رو به شکل دوستانه از من بپذیرید و صرفا انتقال تجربه بدونید تا نقد .
    به امید خواندن کارهای بهتر از شما شاعر با احساس .
    **نکته **: ((مِر خوانی)) یک اصطلاح نکره است که در آهنگسازی زمانی که ترانه ای وجود ندارد یا ترانه کامل نیست و بر اساس یک مصراع آهنگساز فضای احساسی را بدون الگو قرار دادن صرف مفاعل مرسوم بدست آورده و نسبت به آن فضا موسیقی را پی ریزی نموده جهت حفظ ریتم و وزن ترانه که موتیو داده خواهد شد یا بعدا نوشته میشود با مصوت خوانی به جای کلمه خوانی بدون ترانه آهنگ مورد نظر را میسازد چنانکه بعد از اتمام ساخت هر ترانه ای که نوشته شود کاملا منطبق با موسیقی و ریتم و آکسانهای در نظر گرفته شده خواهد بود مثال این تکنیک :
    از دور تماشا میکنم
    این درد بی هم بودنو
    جز تو تموم آدما
    حال منو میدوننو …
    که برای دست یابی به ریتم درست مطلع ابیات به بعد میشود
    دام دادادام دام دادادام
    دام دادادام دام دادادام / و الی آخر
    یا با هر کدام از اصوات دیگر این تکنیک برای انتقال وزن شعری به ناخودآگاه سرایش و جهت پوشاندن ضعف وزنی که ترنه را برای پیوند با موسیقی دارای ارزش مینماید میتوان استفاده نمود . با سپاس موفق باشید