یه چیکه از قطره نور

یه چیکه از قطره نور

غصه های سردمو از من بگیر و شادم کن
از این حصار غم و حسرت بیا آزادم کن

کهکشونه چشاتو وا کن رو به این شبِ سرد
یه کاری کن دوُم بیارم زیر این تبِ سرد

دستاتو می خوام بگیرم تا بدونی عاشقم
می خوام به تو ثابت شه همسفری لایقم

حضور تو به این خونه مژده میده بهارو
یه مرهمه که از دلم می گیره حالِ زارو

ماه شب تنهایی یام
مهتابو به شب برسون
یه چیکه از قطره ی نور
توو بی کسی هام بچکون

نگاهِ بی ریایِ تو
وقتی که میشه مهربون
می خوام که عاشقی کنم
یه عمر زیرِ سایه شون

توو هر دَمم هوا تویی
صدایِ آشنا تویی
بودن تو موهبته
خوبیِ لحظه ها تویی

دنیا ندیده مثل تو
نجابت و حیا تویی
کلامِ آخرم اینه
بعدِ خدا ، خدا تویی

۱۱۸

درباره‌ی حمید ابراهیمی

به نام او که هستی را خلق کرد تا بنده اش به هنر روی آورد. از حدود سالهای 1383به آموختن موسیقی و یادداشت کردن دل نوشته ها کردم 09136815696 09900317499
عضویت