اشتباه تو

تنهاییِ من مثلِ بارونه، یک ریز می باره تو قلبِ من

مثلِ یه پروانم تو این بارون، آه عشقِ من چشم و دلت روشن

دنیای من بودی ولی آخر، سهمِ من از تو بی وفایی شد

یادم نبود این رسمِ دنیا رو، ما قصه مون چه ماجرایی شد

ما فکر کردیم عشقِ ما دریاست،اون تنگ کوچیک ماهیاشو خورد!

چی فکر کردیم و چی پیش اومد، دریای ما رو سیلِ نفرت برد!

دنیای ما دارِ مکافاته، بی عاطفس مثلِ یه خوابِ بد

انقدر به فاصله خندیدیم، آخر سرِ دستای ما اومد

این ابرها می بارن و میرن، اما دلم پژمرده این گوشه

زخمی که از تو رو دلم مونده، قد یه اقیانوس نمک روشه

این خونه بعد از تو یه کابوسه، ترس از در و دیوار می باره

فردای هر روزم لبِ تیغه، آینده بعد از تو خطر داره

اون روزِ تو تقویم و بوسیدم، وقتی که عشقت تو دلم افتاد

آخر نفهمیدم چرا اون عشق، انقدر ساده تو دلت جون داد

با اینکه میدونم گمت کردم، اما هنوز بی وقفه اینجایی

فردای اون روزای ما حالا، سر میره از اندوه تنهایی

دنبالِ یه راهِ گریزم به، دریای آبیِ نگاهِ تو

آغوشِ تو حسرت شده میخوام،تکرار شه باز اشتباهِ تو!

#واو_الف

۱۱۹
۱