خارپشت

زبونم تند و تیزه خُب
ولی دوسِت دارم، جونم!
آره سخته کنار من
بمونی، اینو می دونم

اگه دست خودم نیس که
یه وقتا هُرمِ آتیشِم
آخه اسمِ تو که میاد
یهو بد غیرتی می شَم

می گَم این حرفو بی پرده
زُمختی ذاتِ یه مَرده!
اگه ساکته می خواد که
نفهمی کوهی از درده
واسه اینه نمی دونی
که دَردو، زندگی کرده!
نمی ذاره بفهمی که
کجا، کِی گریه می کرده

بگو می بخشی این مَرد و
بگو دوسَم داری بازم
با دستِ خالیَ م حتی
واست امنیت می سازم!

مثه یه خارپشتم که
نوازش کردنش سخته
همین قد که دوسِش داری
واسش کافیه، خوش بخته.

۶۳
۳
۱