سکوت تلخ

با سکوت همیشه تلخه

یه چرا و یک شکایت

وقتی قلبتو می بینی

که شکسته شد چه راحت

 

وقتی هق هقت بلنده

وقتی آسمون گرفته

وقتی می بینی غرورت

زیر دست و پا میافته

 

دیگه چاره ای نداری

حتی با یه کوه خواهش

جا نمونده واسه موندن

راه نداری واسه سازش

 

باید از دلت جداشی

بیخیال غصه ها شی

توو حسار سرد گریه

به غمت بی اعتنا شی

 

یه دروغ همیشه تلخه

وقتی راستشو میدونی

وقتی منطقش فریبه

تو چراشو نمیدونی

 

آخرش اول راهه

ته این جاده سیاهه

پا نذار توو شک و تردید

گول نخور فقط نگاهه

 

شاید از فراز قلبت

یه فضای تازه وا شه

یه دریچه روو به فردا

که یه خورشید انتهاشه

 

باید از گذشته رد شی

دل شکستن و بلد شی

باید هرچی خوبی کردی

بذاری نخواسته بد شی

۱۶۹