تظاهر

دلم تنگ میشه وقتایی
که پیشم نیستی و دوری
تظاهر میکنم اما
به حال خوب مجبوری

تو که دوری ازم حالم
شبیه برگ ریزونه
همیشه آرزوم بوده
کنارم باشی تو خونه

بهت نزدیک میشم تا
بگم خیلی دوست دارم
واسه هر بار تردیدم
به احساسم بدهکارم

نگام خیره به لبخندت
توو عکسای رو دیواره
آخه چشمام به لبخندت
عجیب وابستگی داره

تو رنجیدی از احساسم
از اینکه با نگات سردم
بزار راحت بگم این بار
آره من اشتباه کردم

نزار این مرد عاشق باز
بشینه کنج این خونه
از اون روزی که تو رفتی
همه فصلا زمستونه

سمیه مردانی

۱۶۷