ترانه

ترانه منو نرون

گفتم خداحافظ همین ، گریه نکن نپرس چرا

فک(فکر)کن که اصلن نبودم ، می گذره بازم این روزا

یهو زمستون شد نگات،خون می چکید از گونه هات،چه آه سردی کشیدی،چه لحظه های تلخی بود

اما تو اون حال و هوا،گفتی با چشمات عزیزم!بدون من نمی تونی،تو بر میگردی خیلی زود

چه خوب منو شناختی من،زندونیتم اما رها،حالا که برگشتم پیشت،منو نرون نگو نه

بگو بگو کدوم راه،به راه قلبت می رسه؟اشاره کن جون بگیرم،ای مهربون نگو نه

ترحم نگاهشون،با حرفای درگوشی،خوب می دونم که بیزاری،تمومش کن نگو نه

فقط تماشا کن چه جور،کوه غرورتو خودم،از نگاشون پس می گیرم

می رم و فریاد میزنم،واسه بدست آوردنش،تا آخر دنیا می رم

فقط تماشا کن چه جور،دنیاتو از نو می سازم

همه ی قلبمو اینبار،به چشمای تو می بازم

چه خوب منو شناختی من،زندونیتم اما رها،حالا که برگشتم پیشت،منو نرون نگو نه

بذر همه حسای خوب،خوابن تو باغ قلب ما،اشاره کن که بشکفن،ای مهربون نگو نه

۱۶۳