به تلخی قهوه

حواست روجمع من خسته کن
اجازه نده ازتو منها بشم
نبودت مساوی مرگه برام
میدونم نمیذاری تنهابشم

حواست به من باشه وقتی که باز
ترک میخوره خنده روی لبام
کمک کن توو روزای پراضطراب
توو آغوشت آروم بگیره شبام

به من عشق دنیای امروزمو
تاوقتی کنار تو هستم بده
یه بار حق این زندگی بامنه
رل زندگیمو به دستم بده

پراز التماسم پر ازخواهشم
یه وقتا طلب کارم ازسرنوشت
تو ازاین جهنم نجاتم بده
خزون و بدل کن به اردیبهشت

حلا لم کن از اینکه بی صبرم و
نه از عشقت …ازبی وفایی پرم
زمستون گذشت و بهارم رسید
ولی من هنوز از خودم دلخورم

چقد تلخه دنیا بدون گذشت
یکی مثل من داره دل میخوره
از این دختر خودسر بدقلق
یکی مثل تو دائما دلخوره

کمک کن که از غصه خالی بشم
تو میتونی دنیامو بهتر کنی
توو دستای تو مثل مومم اگه
فقط خستگی هامو باور کنی

تو یک پادشاهی توو دنیای عشق
یه خسرو که دلواپسی میخری
به تلخی قهوه قسم میخورم
برام از شکر هم تو شیرین تری

۲۰۵
۱

درباره‌ی z 95

مکن زغصه شکایت که در طریق طلب ******به راحتی نرسیدآن که زحمتی نکشید(حافظ)
عضویت