یه استکان چای داغ

زمین دوباره ازنو /پوشیده چادر سپید
مژده میده قاصدک /عروس فصلا رسید

دختر آسمون به /عقدزمین در یاد
جهیزیه ش بارون و/برف وتگرگه و باد

پوشیده قله ی کوه/کلاهی از جنس یخ
خاطره میکنیم باز /زمستون و نخ به نخ

بادستای بچه ها/باشادی وباخنده
آدمکای برفی/میشن دوباره زنده

دوباره بچه میشیم/از غم و غصه آزاد
دوباره گوله برفی/به سمت ما هم میاد

یه عالمه رد پا/روبرفا جا میزاریم
پاهامونو دوباره/تو رد پا میزاریم

ها میکنیم روشیشه/واسه نوشتن از عشق
غصه رو پنبه کردن/ترانه رشتن از عشق

کرسی مادر بزرگ/این روزا روبراهه
برای دستای ما/توسرما سرپناهه

میچسبه زیر کرسی/یه استکان چای داغ
جمع شدن دورهم/گرم شدن با چراغ

قصه ی مادر بزرگ/میشه دوباره تکرار
ازاین روزا میمونه/خاطره هاش یادگار

۲۶۱
۴
۱

درباره‌ی z 95

مکن زغصه شکایت که در طریق طلب ******به راحتی نرسیدآن که زحمتی نکشید(حافظ)
عضویت