عاشقِ عزادار

تو كاري كردي با قلبم
هر شب بي تابه بي تابه
تو رفتي چشماي خيسم
ديگه شبها نمي خوابه

تونيستي…عطرِ تنِت
يادگاري مونده تو خونه
بي تو هرجاي اين دنيا
واسم مثِ يه زندونه

تو كاري كردي با چشمام
كه هر شب داره مي باره
تو نيستي..دستاي گرمت
به آغوشم …بدهكاره

شدم يه سايه رو ديوار:
شدم رسواي بي دلدار:
در اين روزاي تنهايي:
شدم عاشقي عزادار :

شدي يه آدم ديگه
تو غرورش يه اسيره
شدي يه شاخه تو قلبم
قلبم داره مي ميره

ديگه رفتن بهترينه
رسمِ عاشقي همينه
يكي مون رو اوج ابرا
يكي مون قعرِ زمينه

۴۲۹
۲۲
۲

درباره‌ی محمدرضا ايراني

از جوانی شعر مینوشتم از همه نوع«کلاسیک.نیمایی وبیشتر از فروغ ونیماوخیام میخونم.مدرک مهندسی تولید دارم ودر یکی از وزارتخانه های کشورم در تهران فعالیت دارم.l
عضویت